X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
سروناز

<آپلود عکس"

به سایه سرو خوش آمدید. کلیه اشعار متعلق به نویسنده آن می باشد و کپی از آن در سایت یا وب لاگ با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

WELCOM TO:SARVENAZ.BLOGSKY.COM
آرشیو

لوگوی دوستان

خبرنامه وب لاگ

آرمیتا

free counters
www.shereno.com



{ ماشمع مرده ایم درگور عشق خود* * پروانه نیستیم که هرسوگذرکنیم }

یکشنبه 3 تیر‌ماه سال 1397
ازرنج زندان گویمت

 

ازرنج زندان گویمت

ثبت شده درتاریخ یکشنبه 3تیرماه97 به شماره سریال درسایت شعرنو

یک شب دیگر بیا ازدرد پنهان گویمت

ازغم زانو زده ، درعمق چشمان گویمت

ناله های دردمندان ، قصه های بی قراری

این همه جورو ستم ، چشمان گریان گویمت

گوشه ی میخانه رفتن، ازشکست عاشقی

با خودت تنها نشستن، راز مستان گویمت

بی وفایی های دنیا ، غاصبان پرکلک

خنجرازپشتت نشاندن ، کاررندان گویمت

یک شب دیگر بیا ، تنها نشینیم گوشه ای

 آنکه شد محکوم عشق ، ازرنج زندان گویمت

**==**==**==**

درزدم

گفت کیستی این وقت شب

میشکافی ناله های چفت در!؟

گفتمش یک عاشق دیوانه ام

ازمیان سنگلاخ زندگی برگشته ام

گفت ای عاشق برودیرآمدی

سالها این خانه دررهنِ دلی دیگرشد !

گفتمش پس آن دلِ جامانده ام

گوشه ای بگذارچون درمانده است

شایدکه فردای دگر

عاشقی پیداشود

کنج دلش جایش دهد

گفت خالی شد دگراین خانه ازدلدارها!

آنچه اینجا مانده

تنها یک دلِ پوسیده است

s@rv

shereno.com/perofile.php?id=5531


چهارشنبه 30 خرداد‌ماه سال 1397
فاصله ها

ثبت شده درتاریخ پنجشنبه30 خرداد97به شماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

مانده ام دردل شب رفته دگر قافله ها

خسته ازراه دراز هستم واین فاصله ها

همه آبستن غم ، غصه عیان گشته چنان

شهرماتم زده پُرگشته ازاین حامله ها

کوچه ها هلهله ازدردوپریشانی حال

وقت زاییدن غم آمده وغصه ی کال

عاشقان مضطرب وقابله هاگم شده اند

روزروشن شده مانندشب وُ روبه زوال

مثل آغوش تبِ شوم وزمستانی وسرد

یاخزانی که شده برگ درختان همه زرد

گشته ماتمکده این شهرِ پُرازخاطره ها

همه جا ساکت وخاموش وشکوفاشده درد

**==**==**==**

بی تو سرگردانم

درحجم زمان!

آسمانم تاریک

جاده هموارودراز

مثل افکارِ بارانیِ من

موج برپیکره ام میکوبد

تا عمق تن حادثه ها غرق شوم

اما میشکافم سیلاب

میخروشم چون باد

به تو نزدیک شوم !

غرق گردم درتو

پایان برسد خسته گی ام

ودرقامت آغوش تو مدفون گردم

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5531

 


جمعه 25 خرداد‌ماه سال 1397
کسی اورا نمی بوید

ثبت شده درتاریخ جمعه25 خرداد97 به شماره سریال درسایت شعر نو

سایت شعرناب - اینستا گرام

هیاهودارد امشب دل نمیدانم چه میگوید

دراین آشفته بازارش به دنبال چه میجوید

نه عاشق پیشه میباشد نه آوای هوس خواند

که میداند برای او دگر عشقی نمی روید

دگر ازباورش رفته که روزی بودو شیدایی

دراین دنیای رنگینش ندید شادی وزیبایی

کسی این غصه ها ازدامن شورش نمیشوید

به آخر آمد این قصه ، نصیبش گشته تنهایی

چنان پژمرده افکارش  غم دنیا به سردارد

لباس کهنه ی عشقش همیشه او به بردارد

بسان خارحشکیده کسی اورا نمی بوید

هوای کوچ ازاین غربت، فقط عزم سفردارد

s@rv

shereno.con/profile.php?id=5531

sherenab.com/poet/28/



چهارشنبه 23 خرداد‌ماه سال 1397
شادمان که گل پسرم

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه23خرداد97 بشماره سریال درسایت شعر نو

بگوچگونه چکاندند مرا چنین پکرم

که رفته ام درون خود، نباشدم خبرم

نه مثل قوی سپیدم که پرکشم همه جا

قفس گرفته توانم ، شکسته بال وپرم

نگاه به حال دلم کن، میان شعروغزل

ببین چگونه واژه واژه خون شده جگرم

چه سازو دهل بود ونشاط زمان زاییدن

همه هوار کشیدند وشادمان که گل پسرم

یکی پیاله بدست ویکی مست وبی خبر

کسی ندید هق هق دردم چه آمده بسرم

دلم گرفت که پیر شدم زمان کودکی ام

نشسته حسرت واندوه به روی شاخ وبرم

**==**==**==**==**

با من قدم بزن

دراین خرابه های شام

کنارپرچین خشکیده ی آرزوهایم

که به اسارت گرفته اند ذهنم

تا به حراج گزارند

احساس عشق درونم

وبه دارآویزندکوله بار اندیشه هایم

بمان تا فراری شوند غارتگران عشق

ومن دوباره نقاشی کنم

مچاله های افکارم

بر برگ برگِ جا مانده ازفاسقان

s@rv

Hsereno.com/perofile.php?id=5531

 

 


چهارشنبه 16 خرداد‌ماه سال 1397
مسکین

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه16خرداد97بشماره سریال درسایت شعر نو

اینستاگرام

ندارم نای رقصیدن ، مزن برتارغمگینم

نباشدنغمه های تو، دوای دردوتسکینم

که ازنامردمی ها اینچنین درخودپلاسیدم

چنان آبستن دردی شدم ازحال چرکنیم

شب وروزم هم آغوشی برای زندگی کردن

اجاره داده ام اکنون ، تمام جسم ننگینم

کجا بینند درون من ، نگاه شهوت آلودان

که لذت میبرند ازصورت و تندیس رنگینم

مزن برساز،بزن برسر،شکم خالی ،رُخم آذین

ولیکن اشک غم باشد، همیشه نقش آستینم

محاکم میبرندفحشا، برای جرم سنگینش

جزای فقروبدبختی دهم، زیرا که مسکینم

s@rv

Shereno.com/perofile.php?id=5531


دوشنبه 14 خرداد‌ماه سال 1397
من به آخر میرسم

ثبت شده درتاریخ یکشنبه 14خرداد97بشماره سریال درسایت شعر نو

سایتهای شعر ناب  - اینستا گرام

دامن آلوده شدم ، دیگرتومغلوبم مکن

بیقرارم آمدم سویت، تومخروبم مکن

عفت ازجسمم گرفته، روزگارِنابکار

مثل یک هرجایی وبدکاره منصوبم مکن

نام من انگشت نمای کوچه بازارم شده

روسپی نامم گذارند، رنج وآزارم شده

سفره ی خالی مرا تا اوج بد نامی کشید

حرمت وعزت ندارم ،دردوغم بارم شده

یک نفرعاشق نبود،آرامش جانم شود

درکنارسفره ام ، هم لقمه ی نانم شود

هرکه آمدبا هوسهای دلِ شهوانی اش

لذت ازعمرم گرفته تاکه پایانم شود

دردیارفاسقان پژمرده چون خارو خسم

عصمت وعزت به یغما رفته کال ونارسم

گرنباشی مرهمم این دردو غم چرکین شود

ننگ ورسوایی بماند، من به آخر میرسم

s@rv

shereno.com/perofile.php?id=5531


جمعه 11 خرداد‌ماه سال 1397
کوچ میخواهم

ثبت شده درتاریخ جمعه 11خرداد97بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستا گرام

آنچنان قاب کجی تکیه به دیوار شدم

مثل آغوش تنی خسته که افسارشدم

همچویک خارمغیلان به دامان کویر

آلت باد خزان گشته گرفتارشدم

کوچ میخواهم ورفتن غربتِ دورودراز

بس که چون عقربه ی ساعت وتکرارشدم

منگ ودیوانه فقط دورخودم میچرخم

مثل نیش قلمی برسرپرگارشدم

دردیاری که درآن نیست دگر عشق ووفا

این همه ظلم وستم دیدم وبیزار شدم

میروم تا که نبینم ، غم این هیبتِ درد

گرچه همچون دگران ، ماندم واجبارشدم

**==**==**==

زیرآبشارپریشانی

خسته گی ام خیس مانده هنوز

کاش آویزان میکردم روی بندِ رخت

تا چون قطره چکان

چکه چکه نقش بندد برزمین

همچون کویرِ بی امواج

ازانتها خشک میشد تمام من

یکبارهمراه باد

پروازمیکردم بربلندایِ کهکشان

نظاره کنم بلوغ نابالغ زمین

که نفس نفس میزند

تا درامان بماندازاین زلزله ی شوم

که مشوش کرده بسترمفلوکش

لحظه لحظه

s@rv

shereno.com/profile.php?id=5531


یکشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1397
تنهامست بیدار

ثبت شده درتاریخ یکشنبه30اردیبهشت 97بشماره سریال دراست شعرنو

سایت شعرناب  - اینستاگرام

چنان سنگین شده ذهنت نمیدانی چه سرداری

که پنهان میشوی ، ازازدحام کوچه بیزاری

دوایت قاشقی عشق سبک درآرزوهایت

شودتسکین کمی بردردبی درمان وبیماری

نمی یابی  رفیقی درمیان نارفیقانت

تورامرهم شود آرامشی باشدچودلداری

نفس میگیردو حال دلت حتی نمی فهمی

که دردنیای موهومت فقط مانند ابزاری

چنان باید بسوزی درهوای خالی ازعشقت

چوخاری درکویر باد ویرانگر گرفتاری

دگر بگذر ، ندارد عاشقی درمان حال تو

که کارعاشقانه این زمانه عیش وبی عاری

برومیخانه مستی کن، کمی بیخودبشو ازخود

مشین درکنج ویرانه، نباشدبرتوغمخواری

نمی بینی تمام عاشقان آغوش هم خوابند

شدی دیوانه وحیران، توتنها مستِ بیداری

s@rv

Shereno.com/perofile.php?id=5531

Sherenab.com/poet/28/


جمعه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1397
مارابه رقص آورده اند

ثبت شده درتاریخ جمعه 28اردیبهشت97بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

تندیس سردوبغض من کمتردرآغوشت بگیر

گرچه کنارعشق تو دل کی شود محزون وپیر

خسته شدم ازخستگی دیگرمجوعشق مرا

ازمن گذشته عاشقی ، فصلش برایم گشته دیر

غرقم ! میان ماندن ورفتن دراین بیغوله راه

اما کجا!؟ دردام این رندان چنین گشتم تباه

افسرده گردیدم، پُرم، ازناله های بی صدا

وقتی نباشدمآمنی برعاشقان بی پناه

اکنون گرفته ازدلم ،حال وهوایم فاصله

درشهربی دروازه ام ، پرگشته صدها قافله

مارابه رقص آورده اند، این کولیان پاپتی

عاشق شدن با دردو غم کی میشود بی غایله

s@rv

shereno.com/profile.php?id=5531


شنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1397
چه نویسم!؟

ثبت شده درتاریخ شنبه22اردیبهشت97به شماره سریال درسایت شعرنو وسایت شعر ناب

واینستاگرام

آنچنان بغض ترک خورده فراوان دارم

که فقط حاجت یک مرهم درمان دارم

سینه ام پرشده ازشعروبی وزن وهجا

یک قلم بی هدف وُ واژه ی پنهان دارم

چه نویسم ازبهاری که دلم خون کرده

هوس چشم ترو ریزش باران دارم

حال ما ، عشق دلش یخ زده وسردشده

این همه زخم زبان ازشب هجران دارم

گیج درخودشدم ومظلمه وُ زورو ریا

هرکجا مینگرم فاسق وشیطان دارم

من وُ زندانی این قوم وچنین فاصله ها

کنج پستوی دلم شام غریبان دارم

**==**==**==**

گم شدم

 پشت حصار زردپاییز!

آنجا که صدای خش خش برگها

زیرپاهای تاول زده ی خسته ام

قربانی میشوند

وبادزوزه کشان

درسراشیبی زشت عشق

شلاق میزند برتندیس نحیفم

ماندم درمنجلاب اندیشه های به یغما رفته !

گاه همچون مترسک شکسته ای

درتاریکی آلونکی ازخاطره ها

بانگاهی کورسو

حیران خودرامیجویم

اکنون با قلمی که جامانده

 دردستانی پینه بسته

ورویایی ناپایدار

زیرخروارهاواژه گان نابالغ

حرکت میدهم پژمرده گیهایم!

تاترسیم کنم ذهنی که غرق شده سالها

درگرداب تخیلات زخمی...!

s@rv

shereno.com/profile.php?id=5531

sherenab.com/poet28/


سه‌شنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1397
میترسم – طنز تلگرام

ثبت شده تاریخ سه شنبه 18 اردیبهشت 97 بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

من ازاین عشق بی پروا وبی احساس میترسم

تمام ذهن من پُرگشته ازوسواس میترسم

تودرآغوش من هستی ، عشقت دیگری باشد

مگیر دیگر دل و دینم ، زحق الناس میترسم

چنانی خسته شدذهنم، پریشان گشت افکارم

که ازهرعاشق مشت و نمک نشناس میترسم

رهایم کن شده ننگین ، این دامان رنگینت

بپوشان رنگ ورخسارت، که ازخناس میترسم

مزن مطرب دگر سازت، هوایم هست طوفانی

که ازآغوش سردواین چنین رقاص میترسم

**==**==**==**

تلگرامم رفته وشورونوایش بسته شد

عقل وایمانم گرفت ودانشم وارسته شد

بسکه بازوبسته کردیم روزوشب این تلگرام

چون ذلیل وبیکسی ازدست ماهم خسته شد

آنکه اورا بست وآرامش گرفت ازکارخود

نان ماراتخته کردوطاق دل بشکسته شد

بارالله شکر، که باسرعت نبستندتلگرام

آنچه کردندبا دل سودازده آهسته شد

دردمامشکل همین بود،نام ننگ تلگرام

درجهان علم صنعت فکرما برجسته شد

s@rv

shereno.com/profile.php?id=5531



یکشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1397
آلوده گشتیم

آسوده رفتم ازدیارتوبدونِ دنگ وفنگ

دانم که این دل میشودبی توهمیشه تنگ تنگ

من درشکست عشق ورسوایی دگردرمانده ام

مانندسربازی نشسته روبه دشمن بی تفنگ

دشت کویری میروم تا غرق رویاها شوم

بااین دل پوسیده ام درکوره راه باپای لنگ

خوشترنباشدمثل من بااین همه افسرده گی

مانندیک دیوانه ام بااشک وخنده منگ منگ

دوزو کلک بانفرت وکینه فراوان دیده ام

دیگرحنای عاشقی خشک وندارد آب ورنگ

هرسوروی غارت شوداندیشه های پاک تو

عشقی نباشد غیردلهایی که گشته همچوسنگ

دنیاگرفتی شوق وآرامش ازانسانهاچرا!؟

آلوده گشتیم روزوشب باحقه ونیرنگ وجنگ

**==**==**==**

خسته هستم خسته  ترازخستگی

گیج ومنگم درخودم

ازچه بایدکردن وابستگی!؟

خسته ام ازشعر ، وزن وقافیه

ازردیف واین هجای بی حجاب

خسته ازنیش قلم !

مینویسد واژه های تلخ وغم

روی بوم تنگ وتاریک دلم

خسته ام ازخط خطی ها

نقش بسته روی برگ دفترم

اما بیقرارم کرده ای تو ای رفیق

تا نویسم بار دیگرمشق شب!

گرچه غرق بیت های خسته ام

باهمه سختی ودردکوره راه

آمدم بااین قلم تا قصه بارانت کنم

بعدازآن غمها به صلابه کشم

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5531


سه‌شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1397
دردِ من !

ثبت شده درتاریخ سه شنبه11اردیبهشت97 به شماره سریال درسایت شعرنو

واینستاگرام

دردمن شعروغزل نیست!

قصه ی پنهان شب است

که درآن خاطره ها مانده بجا

حالِ آن مست که درکوچه ی تنگ

داغ بدبختی خوددوش کشد

فکرمن بچه ی سرگردانی

که سراسیمه دوان است درتاریکی

یا مرد کهنسال که پنهان کرده چهره ی خویش

تا از راه گدایی برسد لقمه ی نان

چه کند ، کودکش بیماراست !

سفره تهی گشته زهیچ !

راه درمان ودوایش بسته

و زنی سرگردان

شاید که با مردهوس بازنوایی ببرد

دردمن خانه ی بی نوروچراغی

که درآن ولوله ی یک شب شوم ، غوغا بکند

درد من ، آن سگ بیچاره که له له بزند !

تاباقطره ی آب ، لبی خیس کند

درد من ، کوچه ی تاریک پرازخاطره ها

درد من ، درد نگون بختی این حادثه ها

وای برآنکه دلش چون سنگ است

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5531


یکشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1397
آهسته میروم

ثبت شده درتاریخ سه شنبه 11اردیبهشت 97به شماره سریال درسایت شعرنو

واینستا گرام  

کم کم تمام شدفکرسرودن برای من

چون خسته ام زشعرونباشددوای من

آهسته میروم به کناری که گم شوم

تاکم شود میان شما قصه های من

ذهنم پَکَرشده دگر، ازشوروحال شعر

هرروزوشب گذشت ونشداوشفای من

بامهرتان همیشه تهی گشته ام زغم

دانم که بدنگویید چنین ازجفای من

امروزشعرآخرم به تصویرکشیده ام

شاگردمکتبم، نشودشعرعصای من

بستم دوباره دفترم  تا فصل دیگری

آرام میشودغزل، دگرازنوای من

رفتم ولی همیشه دلم پیشتان گروُ

بااین قلم که نشسته کنج سرای من

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5531

یکشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1397
خلقت نیست جاودانه!

ثبت شده درتاریخ یکشنبه9اردیبهشت 97 به شماره سریاب درسایت شعرنو

روزی که بردوش میبرند مرا

به تماشابنشین وُ معصومیتم بنگر

که چگونه

غرورم بُردباری کرد درناملایمات!

هرچندمیخواستند خم کنند کمرِ اقتدارم !

اما ایستادم ، تا به نمایش بگذارم

مردانگی پاهایی که لنگ میزد

چشمانی سوسو کنان

دلی پرخون ازاین طماعانِ مال وُ منال

ودستانی که درجیبم بود

تا نبینندناتوانی اش

اما ذهنم ...!

هرگزنشد بازیچه ی احساس

پس آن روز آرام بنشین کنارم

بگوغسلم دهندبایک پیاله شراب دبش

فریب زاریهای متظاهرمخور

همان ویرانگران دیروزند!

که بیزارم ازهجوم اشکهای دروغینشان

پس پرسه بزن ، بخند، آواز بخوان

بگذار آرام باشم درحوالی خلوتم

باوربدار، خلقت نیست جاودانه!

آنها نمیدانند ، تومیدانی ...!

**==**==**==**==**

تودرآغوش من خوابی ولی من غصه بارونم

که ازحال خراب خودهمیشه گیج وحیرونم

فقط دلواپسی واضطراب سرمیکنم هرشب

گرفته بغض سنگینی ازعشق توگریبونم

صدای هق هقِ دردم پریشون کرده احوالم

اگررفتی تو هم، دیگرنباشه راه درمونم

بمون پیشم بخون آن نغمه های دلبرانگیزت

که آرامش بگیره این دل سردو پریشونم

کجادانی چنین درغربت تنهای خودماندم

نباشی مثل زندونی اسیروکتج زندونم

بیابازی مکن باخنده های تلخ وشیرینم

نثارت میکنم آغوش گرم تو تن وجونم

عجب آشفته بازاری شده این سرنوشت من

که سردرگم شدم ، دیوونه یا عاقل نمیدونم

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5531

 


شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1397
بادبانی نیست

ثبت شده درتاریخ شنبه 8 اردیبهشت 97 به شماره سریال درسایت شعرنو

مراآرامتر بگذارقلم ، تاب وُ توانی نیست

بغیراز شعرها دیگر برایم همزبانی نیست

چراتلخ میکنی باواژه های دبش کامم را

گمان بردی میان بیت های آن خزانی نیست

پرستوی خیالم کوچ کرده رفته ازپیشم

غزل هم پیر شد مانند ایام جوانی نیست

مگیر آرامش ذهنم ، که غم بارد نیش تو

مگوازآبی دریا که دیگر آسمانی نیست

بروغمها پنهان کن که دشمن درکمین باشد

تورسوا میشوی آخر ، دگر جای نهانی نیست

دراین دریای طوفانی، دوباره غرق میگردی

نمیدانی که این قایق شکسته بادبانی نیست

**==**==**==**

ببین کلاف گیسویم

سیاه ودلگیراست!

نگاه خسته ی چشمان

چواسب بی سوار پژمرده

میان راه مانده!

دوپای قفل دردل کفش

ولی توان رفتن نیست

دلی پرازشِکوه

ازبهارآزادی

درون سینه جامانده

شکسته تندیسم

دگرعیان گشته !

بخوان برای دلم، دوباره آوازی

نه شادکه غارت شد ، تمام شادیها

دراین حوالی آشفته

دلم هوای رقص غم دارد!

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5532

 


پنج‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1397
انتظارسایه !

ثبت شده درتاریخ پنجشنبه6اردیبهشت97باشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام karimloghmani

بازهم ازدحام وبلوا درحصاردل

نشسته سوت کورِ

هرچنددرمان نمیشود

این دیوِ بی علاج

سراسیمه میدوم

درپیچ وخم مجهول کوچه ها

باکولبارپراززخمهای چرکین دل

تا به زانودرآورم قامت استواردرد!

شاید دوباره ای شود

پرواز کنم درباغ خاطرات گذشته ام

که چون سروقامتان

میسوخت تنم زیرتشعشع سوزان آفتاب

تاسایه بان شوم برگلهای نو رس

امروزشکوفاشدند همه

ومن درخیال خود

انتظارسایه ای تا سایه بان شودمرا!

**==**==**

من به دارغم گرفتارم که چون سلطان شدم

دربه درگشتم چرا!؟ چون ساکن تهران شدم

آنچنان بی مُخ ولی مغروروخودخواهم هنوز

چون کچل کردم شبیه کله ی زیدان شوم

خواب دیدم با زلیخا جان خود درباغ گل

اوزلیخای من وُ من یوسف کنعان شدم

ای عجب دیوانگی هم عالمی دارد که من

خُل شدم بافکرخود چون درد بی درمان شدم

ناگهان مادررسید با لنگه کفشی دردو دست

من فراری گشتم ودرزیرمیزپنهان شدم

بی مروت مثل ساطوراو نشاندفرق سرم

آنچنان نالیدم و از درد و غم گریان شدم

عاقبت بایک قلم کارم شده شاعرشدن

چرت وپرتی مینویسم با کامنت خندان شدم

s@rv

Shereno.com/perofile.php?id=5531


دوشنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1397
برای اوشفاعت کن

ثبت شده درتاریخ دوشنبه 3 اردیبهشت 97 بشماره سریال درسایت شعرنو

زنی امشب کناردرنشسته قصه میبافد

برای سینه ی تنگش کلاف غصه میبافد

زمستانی شده حالش همیشه ابرغم دارد

فقط سیلاب ویرانگر به روی گونه کم دارد

دوچشمش آسمان اما نمی بیند شب تارش

نباشدعاشقی دلبسته براین حال غم دارش

دگرپرچین احساسش درون دل ترک خورده

کجاداند دراین دنیای نامردی کلک خورده

درون خودخزیده دورازاین دنیای نامرهم

به هردردی گرفتاراست وجوداوشده پرغم

بیاای زندگی بس کن،برای اوشفاعت کن

نه برحال پریشانش توبنشین وقضاوت کن

**==**==**==**

هوای ابری ، دوباره بارون

دوباره چشمی ، که خیسه خیسه

صدای غصه، ازچک چکِ ناودون

خمودوخسته ، کنج خیابون

کنارحالم، یک دل پرخون

نگاه سردم

خیره نشسته ، گوشه ی ایوون

دوعاق مست ، دستا باهم قفل

شدن هم آغوش

منم که تنها، دلی شکسته

نه شوروحالی

یخ زده دستم، به زیر بارون

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=3351


چهارشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1397
پریشانم

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 29 فروردین 97با شماره سریال درسایت شعرنو

شدم دیوانه بگذارتاکمی بادل سخن گویم

کنارپاره افکارم نشستم راه خودجویم

صدای انتظارخسته ام درسینه جامانده

گلی درباغ گلهای بهاران من نمی بویم

دگرکارم شده مستی ومیخواری برای عشق

پریشانم، نمیدانم که کرده سحروجادویم

من ودل هردودرمرداب تنهایی گرفتاریم

هجوم بی توبودنها ، دوباره آمده سویم

گرفته سایه ی غمها همیشه بخت واقبالم

کجا، کی میرود، این زهرماری ازسرکویم

که آرامش بگیرم کنج آغوشت ازاین نکبت

کنارت رنگ شادیها ببیند چشم کم سویم

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5531

جمعه 24 فروردین‌ماه سال 1397
خوش به احوالم

ثبت شده درتاریخ جمعه 24 فروردین 97 بشماره سریال درسایت شعرنو

خسته ازآغوش سردم ، او گرفته حال من

نای پروازی ندارم، چون بریده بال من

خسته ام چون کوه چسبیده به دامان کویر

خاروخس هایش بجای گُل کنداغفال من

روی موجی دردل دریا پریشانم هنوز

قایقی پاروشکسته کی شود حلال من

خسته ام مانند مهتابی که مانده پشت ابر

روز روشن شام تاریکی شده اقبال من

درسراب آرزوهایم ، دویدم روزوشب

کی به مقصد میرسد باپای لنگ امثال من

آنچه ازمن مانده تنها خاطراتی کهنه بود

خوش به احوالم چه میباشددگرامسال من

**==**==**

کاخ بی ستون

بنامیشود روی لجنزارغرور !

هرلحظه میشکند قامت افکارش

غرق میشود درگرداب فراموشی

امروزشادمان از کاخ نشینی

بی خبر ازکوخ نشینی فردا !

s@rv

Shereno.com/perofile.php?id=5531



یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1397
شهوت یک شبه

ثبت شده درتاریخ 15 فروردین 97 بشماره سریال501774 درسایت شعرنو

کس ندید گریه تلخی پشت خندیدن او

مثل یک میوه ی گندیده پلاسیدن او

همچنان دلقک وسرگرمی این شهرخراب

چه هیاهوی غریبی شده زاریدن او

نوبهاراست وهمه شادوغزلخوانی ومست

عیداوگشته فقط غصه ورقصیدن او

به کجاروبکند، جیب تهی از زروسیم

سفره ی خالی وخشک، شکوه ونالیدن او

به کدامین حرمی سجده کند، دست دعا

بختش ازروز ازل قرعه زده چیدن او

خسته اززندگی و فارغ ازاین پیشه وری

شهوت یک شبه شد آفت زاییدن او

s@rv

http://shereno.com/5531/58343/501774.html

شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1397
تاکی!؟

ثبت شده درتاریخ پنجشنبه16 فروردین 97 بشماره سریال 501481درسایت شعر نو

تا سحرگاه نشستن با دلت غصه تنیدن تاکی

دردبیهوده ازاین عشق کشیدن تاکی

شیش وبش آمده این تاس ، ولی قفل شده خانه رفیق

گرچه دلبسته شدی،تلخی ایام چشیدن تاکی

آنچنان کیش وزمینگیر شدی چاره نمی دانی تو

کنج خلوتگه دل خیمه زدی چشم چکیدن تاکی

گوشهاپرشده دیگر، ازاین عشق فریبنده ومست

چه چه بلبل بی موقع وتکرار شنیدن تاکی

آنچنان خسته وبیزار شدی چونکه ندانی دردت

توپ سوراخ شده باردگر باددمیدن تاکی

نکبت ازعشق تراوش بکند، سوخت دلت خرده مگیر

اینهمه رنج وعذاب تا که به مقصودرسیدن تاکی

**==**==**==**

دلم بردی

ومن تنها بدون دل

دراین ویرانه حیرانم!

حتی سایه هم

بامن نمیسازد بدون دل !

s@rv

http://shereno.com/5531/58343/501841.html


شنبه 11 فروردین‌ماه سال 1397
بیادل رارها کن

ثبت شده درتاریخ شنبه 11فروردین 97 بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستا گرام

دلم افتاده برخاکت مکن له چونکه میمیرم

اگرچه کشتن دل زیر پایت گشته تقدیرم

ازاین دنیای وانفسا پریشانی نصیبم شد

رهایم کن ازاین نکبت زمانه کرده تکفبرم

نفس خَم گشته درسینه،فشرده زخم احساسم

که من درسوگ آزادی،همیشه پا به زنجیرم

تعفن کرده احوالم ، ازاین کابوس ویرانگر!

چراژولیدگی هایم ، چنین افسرده تصویرم !؟

مراآزادزاییدند، ندانستم دراین زندان

اسیر نانجیبانی ، پُراز اکبیر وتزویرم

توهم مشکن مرادیگر ، شکستم ازدرون خود

بگیردستان بی جانم ، جوانی رفته وُ پیرم

بیادل را رها کن ، وقت دل بردن نمی باشد

بشو مشگل گشا ، نامردمی ها کرده تسخیرم

s@rv

shereno.com/profile.php?id=5531


جمعه 3 فروردین‌ماه سال 1397
بازی روباختم (ترانه )

ثبت شده درتاریخ جمعه 3فروردین 97 به شماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

توخیالِ پوچ وُ خامم ، عشقی رویایی روساختم

روزوشب براش نشستم ، سازعشق ومینواختم

تا که او کنج دلم بود ، به کسی دل نمی بستم

مثل اسب رام واهلی ، همیشه براش میتاختم

آس دل تو دست من بود ، اما او خیلی حریف بود

وقتی که دست شُو رو کرد، عاقبت بازی روباختم

کسی احوالم نپرسید، چرامن دیوونه گشتم

تا که تا شد کمر من ، دوست ودشمن وُ شناختم

دست این دوره زمونه ، عاشقی دیگه تمومه

توخودم دارم میسوزم ، مثه آهنی گداختم

**==**==*==**

دوباره ازراه رسیده ، شب

دوباره زمستان شده ، بهار

گرفته آسمان دلش

ازبادوبارانِ بی نسیم

دوباره خانه تهی گسته

ازتو!

وعطردلنشین تنت

اما من ، درآغوش خستگی

دوباره نشستم کناردر

چشمم به دورها ودلم پرتپش

گوشم انتظار

بشنودصدای خرامیدنت

روی علفزارکوچه باغ

که چه طنار نزدیک میشوی

تاخستگی رها کنم ازتن

ودرآغوش گیرم تورا !

s@rv

shereno.com/profile.php?id=5531


یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1396
جنین مرده

ثبت شده درتاریخ یکشنبه20 اسفند96بشمارسریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

کمتر به بالینش برواکنون که درخواب است

چون خسته ازرقص زمانه گشته بی تاب است

فریادگنگش غصه وغمهای سرگردان

ذهنش نشسته روی ننویی که درتاب است

حیران میان رفتن وماندن گره خورده

چون کوره راه عشق او همیشه گرداب است

گم میشود گاهی میان خاطرات خود

چون قایقی آشفته درآغوش مرداب است

چشمش فقط ابری شده باران نمیبارد

تصویر بی رنگش خمیده ، کنج یک قاب است

این چرخ گردون کی بکام او بچرخانند

عشقش جنینی مرده ویک داغ کمیاب است

==**==**==**==**==

حال من بدنیست

گاهی میروم درخاطرات بچه گی

کوچه ی پایین شهر

آنجا که شوق زندگیست

عشق با مهروصفاست

یادی ازآن قیل وقالِ دوستان بی کلک

همسایه های بامرام

بقالی حاجی حسن

دوره گرد پیر ، نان خشکیِ محل

غرغرمادربزرگ با عینک بشقابی اش

اما بی خیال ، دنبال بازیهای خود!

گُرگمُ وگله میبرم ، عموزنجیرباف ، قایم موشک...

شب که میشد بی رمق

گوشهادرانتظار، تابیاید مردمست

بانوای گرم وآواز بلند

ازعشق خودآوای مستی سردهد

بازمیگردم به امروزم

به این دنیای پوچ وپرملال !

عشقهای آبکی وبا ریا

حالمان معلول، دلهاتنگ ، غصه نان شب

رفت وآمدهای پوشالی وبی فکروجفنگ

چهره های بغض کرده ، خنده های دبش و تلخ

ذهن ناآرام وگنگ

گیج ومستاصل ازفردای خود

زندگی جاریست اما...بی هدف!

s@rv

Shereno.com/profile.pho?id=5531


دوشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1396
درساحل زمینگیرم

ثبت شده درتاریخ دوشنبه 14اسفند96به شماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

بیا یک شب تماشا کن ببین سیمای اکبیرم

شدم بازیچه ودلقک میان سیل غم گیرم

همه شادی کنان رقصان وخندانندکنارمن

نمیداند کسی دیگر،که ازاین خنده ها سیرم

تمام صورتم رنگین ، درونم تاروتاریکی

پرازنکبت شده کامم ، نبینی قاب تصویرم

نباشد عشق وآغوشی که دردم را فروریزم

زنند جولان به اطرافم کنند دیوانه تفسیرم

دلم خالی شده ازعشق، پُرم ازمرگ رویاها

شدم آماج غم ، مثل مترسک گشته تقدیرم

رهایم کن ازاین بن بست، ببردراوج دریاها

بسانِ زورقی گشتم که درساحل زمینگیرم

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5531

پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1396
یعنی چه!؟

ثبت شده درتاریخ پنجشنبه19اسفند96بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

دراین دنیای وانفسا دوچشم زاریعنی چه

دلی آغشته ازاندوه ، تن بیمار یعنی چه

سوارزندگی هستی، ولی حیران وسرگردان

گره خوردی درون خود بسان مار یعنی چه

بدست نانحیبانی ، چنین در دام افتادی

بجای انتقام دل ،  که استغفار یعنی چه

فداکردی سروجانت ، ندانستی مکارند

شدی ازدست شیادان ذلیل وخوار یعنی چه

گناهت عشق میباشد، به مسلخ میبرندذهنت

ودرزندان به گردن بستنت افسار یعنی چه

نشستی وبریدندحکم ننگینی به جرم عشق

دراین دخمه پشیمان گشتن واقرار یعنی چه

خزیدی گوشه ی دیوار،نجوامیکنی باخود

به آخر آمداین قصه دگرتکراریعنی چه

بدان حکم دل سودازده اعدام می باشد

تودرخود مرده ای دیگر،طنابِ داریعنی چه

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5531


پنج‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1396

ثبت شده درتاریخ پنجشنبه 26بهمن96بشماره سریال درسایت شعرنو

واینستاگرام

شدم آلوده ی عشقی که ازاقرار میترسم

به رسوایی کشیدم خودوازانکارمیترسم

چنان غرقم میان موجهای بی سرانجامی

ازاین دریای بی آرامش و اشجار میترسم

سکوت شب هیولایی شده ،آغوش واکرده

پریشانم  ، دوباره ازشبِ اِدبارمیترسم

هزاران بار کردم توبه ازاین عشق نافرجام

شدم دیوانه وآلوده ی اجبار میترسم

کجا، کی گم شوم؟ آغوش غمها باز میباشد

دوباره ماندن واین قصه وتکرار میترسم

نوشتم خاطرات تلخ رادربوم بی رنگی

ولی گر برملا گردد ازاین اشعار میترسم

محاکم میبرند من را ،عیان سازندجرمم را

نه ازکشتن که مردن باطناب دار میترسم

چراغ عاطفه خاموش گشته غم فراوانی

بسوز ای دل بحال من شدم بیمار میترسم

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=55


پنج‌شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1396
تن فروش

ثبت شده درتاریخ 2/11/96به شماره سریال درسایت شعرنو

سایتهای : شعرناب – شعرایران – اینستا گرام

خودفروشی شده گشته کارمن ، شب بازارها

خسته ام ازبی سروسامانی وتکرارها

دوشمان بابارسنگین ، غصه ها ودردها

مثل برده بسته اند دورگلو افسارها

دورها جام شراب وچل چراغانی وعیش

پیش ما یک لا قباخاموشی وبیمارها

هرکه درآغوش دارد عشق ودلداری دگر

غیرما تنها نشستیم بی کِس و غمخوارها

دل کجا بندم دراین دنیای نیرنگ وریا

پُرشده بازارشیطانی ازاین مکارها

ذهن درزندان غمها، جسم آلوده به شبها

تارسد یک لقمه نان ازهِمت بی عارها

تن فروشم تاشکم راسیرگردانم ولی

چون گلی پژمرده افتادم میان خارها

s@rv

shereno.com/profile.php?id=5531

چهارشنبه 20 دی‌ماه سال 1396
آتش عشقت شده خاموش

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه20دیماه 96 به شماره سریال درسایت شعرنو

سایتهای: شعرایران . شعر ناب . اینستاگرام

عاقبت یک شب تو هم تنها

کنج این خلوت گرفتاری

باخودت حرف میزنی دایم

مثل مجنونی و بیماری

خسته ای ازرفت وآمدها

ازنگاه کوچه بیزاری

آسمانت ابرو بارانی

روی گونه میکند زاری

روزوشب تنها کنارخود

غم خوری ، ازغصه بیداری

چون نگاه عاشقی خسته

انتظارت گشته دیداری

می نشینی غصه میبافی

همنشین کنج دیواری

آتش عشقت شده خاموش

 فکررفتن را به سرداری

چون دراین دنیای وانفسا

کی توجویی عشق وغمخواری

s@rv

shereno.com/profile.php?id=5531



1 2 3 4 5 ... 11 >>
شمع ایم وکارما فقط سوختن است درسینه خود شعله برافروختن است پروانه نباشیم که گردشمع پروازکنیم درس عاشقی به غیر آموختن است
کریم لقمانی

دیگرنوشته های من