X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل
سروناز

ابزار وبمستر

به سروناز خوش آمدید. کلیه اشعار متعلق به نویسنده آن می باشد و کپی از آن در سایت یا وب لاگ با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

WELCOM TO:SARVENAZ.BLOGSKY.COM

ماشمع مرده ایم درگور عشق خود


پروانه نیستیم که هرسوگذرکنیم

جدیدترین مطالب
لینک دوستان

ثبت شده درتاریخ 25مرداد95 به شماره سریال 435830درسایت شعرنو

                 سایتهای : شعر ناب –  شبکه های اجتماعی

زندگی آهسته  رو تا من بجویم چاره ام

وصله ای پیدا کنم براین دوکفش پاره ام

چون مترسک ناندارم،هردوپایم خسته است

کم مراسودای رفتن کن که خود آواره ام

غم گرفته روزوشب برکودک احساس من

بد نشسته بارد یگر روی تخته تا س من

ازورق بازی دوران دست وبالم بسته شد

بخت واقبالم ببین ، بی بی  بجای آس من

شورِعشقم کم شده درعمق این دلواپسی

درهجوم خستگی ، حالت نمی پرسد کسی

عاشقی هم مرده در آغوش تب دارزمان

خوش به گلدانی که همرازش بوُدخاروخسی

**==**==**

جمعه را بغض کنم با نفرت!

که چرادرک نکرد

درحسرت عشق

ازطلوع شنبه تا پنجشتبه

چه باری بردوشم بود

تا امروز فرسوده ی راه

گوشه نشین گردم و

برعمرفنا گشته ، اندیشه کنم

کاش با خود برویم

روی سنگ فرش بی رنگ شده

درکوچه وپس کوچه ی شهر

جمعه را طی بکنم

تا فراموش شودآنچه گذشت

s@rv

[ یکشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1395 ] [ 08:38 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ جمعه 15 مرداد95 به شماره سریال 434463درسایت شعرنو

 وسایتهای شعرناب .شعر ایران .شبکه های مجازی

آنچنان درخودگره خوردم ،خموشم بی رفیق

روزوشب میخانه رفتم، می بنوشم بی رفیق

باغزل ها خوگرفتم ، بی ردیف وقافیه

مثل کاغذپا ره گشته ، غم بدوشم بی رفیق

شعروشورم رنگ وبوی غصه وغم میدهد

نامرادی های دنیا برده هوشم بی رفیق

تاروپودازهم گسستم دست این نامردمان

باهمه دیوا نگی ها یم بکوشم بی رفیق

هرچه غم را بی جهت ازخودجداکردم نشد

مثل قمری لانه کرده پشت گوشم بی رفیق

من که درخلوتگه غم مانده زخم سینه ام

پشت پاخوردم بگوباکی بجوشم بی رفیق

**==**==**==

چقدرسخته ، مهمان قفس بودن

سوختن درخود

حتی یک نفرحالت نمی پرسد!

بگوید ، هی ، آی آدم...

مگرهیزم شدی اینگونه می سوزی!؟

نمیدانی که خاکستر شوی

مهمان باد بی امان گردی ؟

دلم گندیده چون مرداب

له له میزند سینه

ازغمهای مهتابی

گلاویزم بانامهربانیها!

که جولان میزند درسرزمین دل

کاش بودی!

تاگشایی درب این زندان

باهم پربگیریم ، فراموشم شودغربت

s@rv


[ جمعه 15 مرداد‌ماه سال 1395 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ شنبه 19 تیر1395به شماره سریال 430723سایت شعر نو

وسایت: شعر ناب

مدتی است که از خانه نباشد خبری

نکندهیچ شدم چونکه  ندارم ثمری

خودم اینجا ، و دل پرپرِ کاشانه کند

دست وپابسته شدم ،وای ازاین بی هنری

نه زبان سخنی هست که شکوایه کنم

نه امیدی به دری هست گشاید دگری

طالع این بودعقب مانده ی ذهنی بشوم

همه خوشحال که همسایه بزا ید پسری

گرچه افسرده ودلمرده ازاین قوم شدم

شکرایزد که خدا بود برایم سپری

ماکه مهمان توهستیم وُ این این محفل گرم

ازغم وغصه دراین جمع نباشد اثری

شکر حق گویم وُبرخاک ره اش سجده کنم

تاکه او هست دگر بسته دَرِ دربه دری

**==**==**

 خواب میرانم ازچشمهایم

تابانیش قلم

تمام حوصله ام

صرف ازتونوشتن کنم

وکنارت باشم

میان بیت های عاشقانه ی شعر

کاش به آخر نمیرسیددفترشعرم

تابازهم بنویسم تورا...!

s@rv

این سروده  پس ازدیدار از(موسسه خیریه توانبخشی ونگهداری معلولین ذهنی تلاش شیراز ) نوشته شده .جایی که درآن عشق ،عاطفه ، محبت ، صفا وصمیمیت حاکم است .عزیزانی که هرچه کنارشان بنشینید احساس غربت وخستگی نمیکنیدغیر ازدلتنگی

http://shereno.com/5531/42451/430723.html

http://sherenab.com/Pages-View-48521.html

[ یکشنبه 20 تیر‌ماه سال 1395 ] [ 08:43 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 26 خرداد1395 به شماره سریال427149 درسایت شعرنو

سایت : شعرناب – شبکه های اجتماعی

برای که گریه کنم  خاتون !؟

وقتی پشت سرمیخندند

براشکهایت...!

دیگرشورنمیزنددلم خاتون !

حتی برای خودم

من هم میخندم !

به بدبختی همسایه ی دیوار به دیوارمان

که دست فروشی میکندشبها

کنار باغچه ی خیابان

تنها تصویر آرزوهایش

سیرکردن شکم گرسنه ی کودک اش!

 ومن اضافه غذایم

به سطل خاکروبه  میدهم

بگذارنفرین عالم

دامنگیر قلب سنگم شود خاتون!

**==**==**

 دراین سلول بی پیکر دلی همرازمیخواهم

گر آزادم ازاین زندان ،قفس را باز میخواهم

فراموشم شده پای دویدن نیست همراهم

برای پر کشیدن من پرِ پرواز میخواهم

دگر از بوق ُ وکرنای جدال وُ جنگ بیزارم

شبِ شوروُ نشاط  وُ نغمه وُ آوازمیخواهم

برای عشق ورزیدن به این دنیای بی حاصل

کجا جویم ؟ رفیق یک دل وُ همراز میخواهم

جزای عشق گرمرگ است بجای چوب اعدامم

درخت خوش قدو رعنا چوسروناز میخواهم

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/427149.html

[ یکشنبه 6 تیر‌ماه سال 1395 ] [ 08:22 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ جمعه 31اردبیهشت 1395 به شماره سریال423291 درسایت شعرنو

سایتهای : شعرناب وشبکه های اجتماعی

همچو زندانی دراین غربت گرفتارم رفیق

کوه دردی ازغم وغصه به سردارم رفیق

روز و شب غمها انیس درد پنهانم شدند

بی قرارم سر به  دامان که بگذارم رفیق

گفته بودی راه ورسم عاشقی دل دادن است

این تنور دل به دستان که  بسپارم رفیق

آرزو کردم به  مستی روکنم بی غم شوم

می نمی گیرد مرا همیشه هشیارم رفیق

خسته ازدردم ولی خوابی نمی آید به چشم

من که با این غصه هاهمیشه بیدارم رفیق

بوی غربت میدهد اینجا چویک بیگانه ام

میروم از پیشتان وقتی که سربارم رفیق

**==**==**==**==**

دراعماق شبهای تنهایی

دیوار سکوت اسارت

میخراشدحجم سنگین فریادخفته ی من

می هراسم ازطلوع بی توبودن

ردِ پای زخم غربت

نقش میبندد برقامت ضعیف من

تکیه میزنم برسایه ی بی روحم

تا نیفتدازپا ، این قامت سست

گاه نقاشی میکنم درذهن

احساس حزین غم

وتنوردل همچنان

بایا دتو میسوزد

s@rv

[ دوشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1395 ] [ 03:23 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ شنبه 4 اردیبهشت ماه 95 به شماره سریال 419208درسایت شعر نو

 وشبکه های مجازی

میروم درکوچه ی مسلوب فکر

تاکه خودپیداکنم !

گه گاه گم میشوم در تنگی راه نفَس

چون که هست پر پیچ وخم

حال خوابیدم روی تخت بیماری ودرد !

باپیکری افتاده ازپا بی رمق !

قطره قطره میچکد ازیک سِرُم بالای سر

داخل این جسم فرتوت وضعیف

آن طرف فریادبیماری دگر

میخراشدعمق بطن سینه ام

زیرچشمی هم پرستارم نگاهی میکند

تا بفهمد لحظه لحظه حال من !

گاه با دستان بی حس میکشم

 جای زخمی را که دکتروصله کرد

تابیرون کنداین لخته های خون ازرگهای من

درخودم گیجم ولیکن پشت در

همرهان پچ پچ کنندو شادوخندانند همه !

مثل اینکه کودکی زاییده شد!

یاعروسی آمدند!

غافلندازحال بی احوال من

چون طبیبم زخم روی سینه را ترمیم کرد

لیک دردِ داخل دل همچنان بی مرهم است!

s@rv


[ دوشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ] [ 01:14 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتها : شعر نو – شعر ناب – شعر ایران – شعر 2

وبلاگ سرو نازومجازیها

دگرکهنه شدزخم حالم ، کجایی رفیق

نگفتی توازبخت وفالم ، کجایی رفیق

دلم مثل شیشه ترک خورده ازرفتنت

نفس رفته وُ پرملالم ، کجایی رفیق

شدم مرغ عشقی که تنها شدم درقفس

شکسته شده کتف وبالم ، کجایی رفیق

گذشته دگر فصل شادابی وُ شور من

به آخر رسید سن وسالم ، کجایی رفیق

چنان خوگرفتم به غمها من ازدوریت

صدامرده درسینه ، لالم ، کجایی رفیق

بیا تا دوباره ره عاشقی طی کنیم

نباشی چو انگور کالم ، کجایی رفیق!؟

**==**==**==

وقت رفتن دل من جای بده

گوشه ای درچمدان !

به مکانی ببر دنج که دنباشد غمها

اینجا مردمش دل شکنند!

هیچ کس نیست دراین بیغوله

آرام کند

دردانبوه شده گوشه ی دل !

نخ نما گشته دگر

ودرون قفس سینه چنان فرسوده

که دگر نای پریدن نباشد هنرش

وقت رفتن فراموش مکن

دزدکی جای بده ؟

s@rv

http://shereno.com/post-28714.html

[ یکشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1395 ] [ 08:21 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای ادبی شعرنو – شعرناب – شعر ایران – شعر2

وشبکه های مجازی

صبرکن شایددوباره غم رودازخانه ام

درد برچیند کمی ازاین دل دیوانه ام

بازبگشایم درمیخانه های شوروعشق

پرکنم با شهدعشقت بازهم پیمانه ام

صبرکن تا باردیگر مست وُ شیدایی کنیم

بی خیال ازدردوغم درشهررسوایی کنیم

کیست داندغیرما این رازبی درمان عشق

تا کجا با خاطرات تلخ همراهی کنیم !؟

وقت رفتن نیست اکنون دیده ام گریان مکن

این سرای شورومستی باز بی سامان مکن

صبرکن باهم فراری میشویم ازاین قفس

غصه وغم دورکن ، درسینه ام پنهان مکن

**==**==**==**

قدیما کنارهم توجنگلا

عاشقونه خنده هاسرمیدادیم!

صدای شادی ماپرشده بودتوسبزه زار

همه جا شوروشعف ، قهقه گلها اون طرف

وقتی بارون میبارید

زیرچترکودکی خیس میشدیم

حالارفته اون روزای خاطره!

هردومون تنها شدیم

توکنارپنجره نگاه به دیروز میکنی

منم آوراه شدم توکوچه وپس کوچه ها

دنبال فردای خودم!

بیا یکبار دیگه

بشکنیم غصه وغم

کاشکی دوباره بارون میبارید!

من وتوباهم باشیم

s@rv

http://www.shereno.com/profile.php?uid=5491

www.sherenab.com

www.shere2.com

[ دوشنبه 2 فروردین‌ماه سال 1395 ] [ 09:58 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 21بهمن1394 شماره سریال 408752 درسایت شعر نو

وسایتهای : شعر ناب .شعر2 .لاین .اینستوگرام .تانگو

ملامت میکنی من را چرا ازعشق توسیرم

نمیدانی تو ،مجنونم !شکسته دل زمینگیرم؟

بسان شمعِ بی نورم به پای خود فرو ریزم

نشسته موسم  پیری براین سیمای اکبیرم

نگاهم خسته ازغمها به غیرازشب نمی بیند

که درآینه ی روزم  پریشان نقش تصویرم

اسیرموج ِطوفانم دراین دریای بی ساحل

شکسته زورقی گشتم که درگرداب آن گیرم

طراوت رفته ازتارم شکسته زخمه یِ سازم

نمیدانم چرا غرقم میان بخت وتقد یرم

سبوکردم شراب دبش که شایدکهنه ترگردد

نشداومرهم دردم ، نبودش رنگ اکسیرم

******

بیا بگشا کمی زندان قلبت را

ویک فنجان ، قهوه ی تلخ

مراامشب تومهمان کن

ودرآغوش لبخندت فراموشم بده

چشمان خیس وبیقرارِمن

تومیدانی ؟

من محکوم گردیدم به عشق تو!

ودریک بامدادبی تفاوت

به جرم عاشقی

احساس من مصلوب میگردد!

ودرعمق وجودت دفن خواهدشد

پس بیا یک امشب دیگر

مراسیراب کن

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/408752.html
[ پنج‌شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1394 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای شعرنو.شعرناب .لاین .اینستاگرام

ای دل دیوانه خل گشتی وجزجز میکنی

مثل زنبورک شدی همیشه وز وزمیکنی

غصه ی عالم خریدی شوق آزادی چه شد؟

روزوشب کنجی خزیده درخودت کزمیکنی

باخیالت عاشقی کردی ولی رسوا شدی

همنشین بیقراری های خودشبهاشدی

گفته بودم غافلی ازمکرونیرنگهای عشق

هم پکرهم کرشدی ، حالاببین تنها شدی

انتظارش میکشیدم ، زارودلواپس شدن

نوش جانت باشداکنون مثل خاروخس شدن

ای دل ویران سزای این حماقتهای تو

این چنین تنهااسیر خواری وبی کس شدن

**==**==**

دلی افسرده دارم من

که جاخوش کرده درتندیس بی روحم

چوگلدانی که پژمرده زبی آبی

مشامش هم گرفته !!

دست وپابسته

درونش پرشده ازدردبی درمان!!

بسان قلب راکتورها

که باسیمان وآب وماسه پرکردند

وبرجامش هویداشد

عجب دیوانه باشد دل

خیالاتی شده شاید!!

نشسته فکر می بافد

نمیدانداین بیچاره ی رسوا

که ازاین جام وبرجامش مبارک باد

پشیزی عایدش هرگزنمیگردد!!

s@rv

[ پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1394 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ یکشنیه 13دی به شماره سریال 402546درسایت شعرنو

سایتهای : شعرناب . شعر2 .شعرایران . فیس بوک

لاین .تانگو .اینستاگرام 

درعزای لحظه هایم پینه بستم ای رفیق

من کنار درد ُوغمهایم نشستم ای رفیق

خو گرفتم با طلوع شب که آرامم کند !

توبه کردم عاشقی دیگرشکستم ای رفیق

هرزمان من همدم میخانه وُمی میشوم

غصه میگیردمراوقتی که مستم ای رفیق

می خرامم گوشه ای با خاطرات مرده ام

گم شدم درخودنمیدانم چه هستم ای رفیق

من که حیرانم میان این سراب عاشقی

پس بگودیگرچرامن بت پرستم ای رفیق

درسکوت خود گرفتارم به  تنهایی چنین

آرزودارم ازاین زندان بِجَستم ای رفیق

********

اگرافتادم ازدیوار عشق تو

مگودزد است بگو دیوار مخروب شد !

ویا پنهان بکن احساس من را

لا به لای حس وآن رویای شیرینت

که غیر ازاین جزایم سخت میباشد

دراین شهر بی قانون وبی پیکر

سزای عاشقی اعدام میباشد !

نمی ترسم که جانم را فدای عشق کردم من

ازآن ترسم

بعدازمرگ روی قبرم مینویسند

به جرم عاشقی

 دل دزد ِ بی آزرم

مصلوب گردیده !

      s@rv

http://shereno.com/5531/42451/402546.html

[ سه‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1394 ] [ 07:38 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای :شعرنو.شعرایران .شعرناب . شعر2 .فیس بوک

لاین .اینستاگرام

فکربودم چه کسی آمده این صبح سحر

 دیدم ، مرده شوراست مزاحم گشته

گفتمش ، خیرباشد حاج علی

گفت، درمسجدده مجلس ترحیم توبرپاشده است!!

زودبرخیز به آنجا برویم، هردوراه افتادیم

همه آنجا بودند،عباس آقاعطارسرکوچه ی ما

با کتی مشکی وتسبیح بدست

دایی وزن دایی با خُل پسرش

خاله بلقیس که ازچهره ی اودردتراوش میکرد

زن عمو، وای نگوکه چه زیباشده بود

همچو یک دخترهشتادساله

باعصایی دردست، عینکی شیشه کلفت

چارقدروی سرش ، مثل جِن آمده بود

عمه جان راتوببین  ،ازگوشه ی آن چادرگلدارسیاه

چشمش پیدا،چادرش روی زمین شخم میزد

وعموجان باکلاه گیس وسیبیلی آویزروی لبش

باکت وشلوارسیاه ، پُز میداد

دایی ناصرکه موهای سرش رفته به باد

برسرهمسر بیچاره ی خودغُرمیزد

اشکها بودروان ، برسروسینه زنان

واعظ ده که میدید پریشان حالند

بیشترسوزبه خواندن میداد ،تاهمه ناله ی جانسوزتری سربدهند

فکربودم چطوردردل اینها بودم ، غرق اندوه شدم

وای برمن،چرا مُردم تا این همه فامیل چنین لابه کنند!!

مرده شورگفت،فکرکردی برای توبرسربزنند؟!!

نه پسر جان چنین نیست!

هرکدام ازاینهاغصه ی بدبختی خودرا دارند

یا بده کاری بانگ،یا ازدست عروس ،یادامادکه معتادشده

یا چرا خانه ی اوشیک ترازمن باشد

آمنه بنز سواری بکندمن پیکان...!!

لیک اینجا ،عقده خالی بشودازدلشان

پس خیالت راحت، ذره ای عشق تو دردلها نیست

حلوا که رسیدشکم سیرکنند!

لُپ لُپ قورت دهندونگویند ،پسرروحت شاد!!

بعدآن پشت همین تورسیاهی که برسردارند

پچ پچ وغییت وطعنه شروع میگردد

غیبت گل دوسی ، عمه زری ،خاله مهین وُدگران

پس بیا برگردیم وآرام بخواب درقبرخودت

چای تونیست دراین مجلس پردوزوکلک

s@rv

[ پنج‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1394 ] [ 01:16 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 9دی1394 به شماره سریال401999درسایت شعرنو

بساط سازمغمومت تو برچین مطرب نادان

که با این تارغمگینت دوچشمانم شده گریان

گره خوردم به کارخود توهم با تارو تنبورت

مزن زخمی دگر برمن، نوای خودبکن پایان

دلم ازپیش من رفته ، به راه عشق وحال خود

منم تنها وسرگردان  ، اسیرفکرکال خود

نمی دانم کجا گیرم ، سراغ این دل بی غم

شدم حیرام چه گویم  بازبان گنگ وُلال خود

دگرافسرده ام ازدل ،  بجان من شده قاتل

زبیعاری چو دیوانه ندارد وعقل ودین کامل

شب وروزش هوس بازی همین باشد فقط کارش

بمیرد این دل رسوا ، فنا گشتم چه بی حاصل

********

چقدر سخت است قدم زدن با خیالت

درکوچه باغ خاطرات

که فراموش کرده صداکندتورا!

تا همچنان من

زیرفانوسی که سوسومیکند

بی تو

تکیه کنم

برسایه ی تنهایی خود

مویم سپید شدازانتظار

وکوچه هنوز

بدونِ تومانده است

http://shereno.com/5531/42451/401999.html

 

[ یکشنبه 13 دی‌ماه سال 1394 ] [ 10:40 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ سه شنبه 7 مرداد1393به شماره سریال 323721 درسایت شعر نو

سایتهای : شعر2

ای بادچه میوزی!؟

بی عشق وبی هدف

به کجا میبری این ذهن ملتهب !؟

گم کرده راه وغریبم دراین دیار

کارم همه شب پختن خیال

اما چه سود

خام خام دود میشود

اکنون چوقایق بادبان شکسته ای

درسکوت پرهیاهوی کویر فکر

درون خودغوطه ورشدم

ای باد...

چه میشود

به ساحل امید کشانی ام !؟

شاید دوباره ای شود

میان سنگلاخ افکار منجمد

شعله ورکنی

دگر بار عشق گذشته را

s@rv

[ شنبه 28 آذر‌ماه سال 1394 ] [ 12:44 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای : شعر نو .شعر ایران . شعرناب.شعر2.فیس بوک

لاین . تانگو

درخونه میزنه یواشکی

پشت هم تاق تاق وتق تق میکنه

هرچه هم میگه کیه ، آهای کیه ؟

مثل اینکه کرشده هیچی جوابم نمیده !

من بیچاره باید این همه راه

بدوم تا ببینم کی پشت دررا میکوبه

میبینم دختر همسایه ی ما!!

چادری گل من گلی به سرداره

یواشی بانازوغمزه هم سلامی میکنه

تا میخوام نگاه چشماش بکنم

ازخجالت ، دل من یهومیریزه ، دیگه لکنت میگیرم

دیگه پت پت میکنه زبون من!!

نمیدونم چی بگم چه خاکی برسرم کنم

دختره اخم میکنه ، پشتشوراه میکنه به من

چادرش جمع میکنه زیر بغل

بادوتافحش ودوتاقرتوکمر

غرولندکنان میره

بین راه به من میگه

بی شعور، ذره ای احساس نداره

آخ که حرف حق میگه!!

من بیچاره با کم رویی خود

شده ام ملعبه ی محله مون!!

s@rv

یکبارخندیدم

یک عمر گریستم

ازتلخی خنده ام!

http://shereno.com/profile.php?id=5531

http://www.shereiran.ir/site/page/61?userid=196&pocatid=133

http://sherenab.ir/User-28.html


[ شنبه 25 مهر‌ماه سال 1394 ] [ 07:11 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای : شعرنو – شعرناب – شعرایران – فیس بوک – لاین - اینستاگرام

زاییده شدم امروز، باتاب وتبی پرجوش

انگارعروسی بود!

باسازودهل فریاد ، ای یارمبارک باد

شاهزاده پسرآمد ، این شاخه ی زرآمد

پرشوروشرررقصان ، مادرزخوشی خندان

امامن بیچاره ازدست همین رندان

ازترس شدم گریان!

درفکروپکربودم

نه ماه به تنهایی ، دربطن شکم زندان

این قومِ خوش وشادان ، آن روز کجا بودند؟!

آنها که تمام عمر ،یک بارنرقصیدند

آن هفت مصیبت بار ،شب تا به سحر رقصان

مطرب ، چه بگویم من؟!

باسازونوای خود، من زار زدم اوتار!

درکوچه همه خوشحال

بقال محل ما،نقل وشیرینی حراج

هیهات وصدهیهات

دیروزکجابودم، امروزکجاهستم!

عمری سپری کردم، پس کوچه های دلتنگی

ازپیله برون گشتم ، درپیله ی غم رفتم

دیوانه ومجنونم، بااین دل پرخونم

ازدست همین یاران،حتی سلامم راپاسخ ندهندرندان

فریادبه هفت مهر ، این روزعذاب جان!

 

http://shereno.com/profile.php?id=5531

http://www.shereiran.ir/site/page/61?userid=196&pocatid=133






 

[ چهارشنبه 8 مهر‌ماه سال 1394 ] [ 12:10 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای شعرنو .شعرناب .شعرایران .فیس بوک

غصه یعنی به تودل بستن وُبیمارشدن !

گوشه ی خانه نشستن سربه دیوارشدن

روزوشب میکده رفتن غرق درماتم خود

درغم دوری تومست وُ گرفتار شدن

سجده برخاک نهادن شکوه کردن به خدا

دل بریدن ، ازهمه نفرت وبیزار شدن

خسته وزارلمیدن پشت دیوارسکوت

بی ثمر منتظر عشق تو دلدار شدن

غصه یعنی که مرانیست دگر تاب وتوان

پیش رندان محل مسخره وُخوار شدن !

s@rv

لنگ است دلم

بسکه دراین سختی راه

پی ِعشق دوید

http://shereno.com/profile.php?id=5531

http://www.shereiran.ir/site/page/61?userid=196&pocatid=133

[ پنج‌شنبه 26 شهریور‌ماه سال 1394 ] [ 02:54 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای: شعرنو . شعر ایران . شعرناب .فیس بوک

بی توچگونه سرکنم خلوت بی شماره ام

شعله زبانه میکشد درشب بی ستاره ام

بام دلم تهی شده خیره به درنشسته ام

خسته شده نگاه من ولی نمانده چاره ام

تاب وُتب عبوس شب گرفته روزگارمن

غبارغم فزون شده فضای بی قواره ام

دراین کویر شعرمن نفس نفس زندغزل

مهارمن رهاشده چواسب بی سواره ام

قصه ی زخم عاشقی نیش قلم نمی کِشد

پرشده درد وُغصه ها دفترپاره پاره ام

مرابه جرم عاشقی به دارغم کشیده اند

بیا شفاعتم بکن رها شوم دوباره ام

s@rv

 

دیرگاهی ست

فروریخته دیواردلم

اما بی خیال !

چون تکیه زدم

برسایه ی تنهایی خود!

 

http://shereno.com/profile.php?id=5531

http://www.shereiran.ir/site/page/61?userid=196&pocatid=133

http://sherenab.com/Account-AllPages.html

[ دوشنبه 16 شهریور‌ماه سال 1394 ] [ 11:04 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای شعر نو .شعر ایران .شعرناب .فیس بوک

راحتم بگذار ای شب

خواب ازچشمم گریزان!
برلبم سیگار میسوزد ، مثل این جسم نحیفم

تامیان دود انبوهش نیبنم

پینه های زخم چرکینی

که جا خوش کرده روی سینه ی من

مثل انگوری شدم آویز برتاکی شکسته
!
آرزوی درسبورفتن ، شراب ناب گشتن

مرده دراو

دردل شب

من شبیه شبه انسانی میان قایق ِ بی بادبانم

بادمیراندمرااین سووآنسو
!
شایدهم بسوی ساحلی چشمی نشسته انتظارم
!
تاکمی مرهم شوداین دردجانسوزدرونم

یا که روشن ترکند، سیگارمرده برلب من

s@rv


کمال حسینیاندروداستاد

تصویر درتصویر جولان گاه خیال ، احساس درد ودلتنگی همراه با تنهایی ، وباز فانوسی روشن ازجنس امید دراوج دردمندی

این است راز اشعار شما، هرچه غمگین تر باز امیدوارانه تر ، هرچه دردناک تر باز شیرین تر.

این فقط شاخصه شعر نیست ، نشان مکتبی عالیست ازانسان فرهیخته که زندگی به شعرمی بخشد و شعررا به زندگی

باز آموختم ازاین مکتب

پاینده باشید استاد

کمال حسینیان


http://shereno.com/profile.php?id=5531

http://www.shereiran.ir/site/page/61?userid=196&pocatid=133

http://sherenab.com/Account-AllPage


 

 

[ پنج‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1394 ] [ 07:04 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ سه شنبه 27 مرداد1396به شماره سریال382287سایت شعر ناب

وسایتهای: شعرایران . شعر ناب .فیس بوک

لاین وتانگو

گرچه ازتاریکی وُازغصه بیزارم رفیق

باردیگرخیمه زدشب روی دیوارم رفیق

خش خش برگ درختان زیرانگشتان باد

میخراشدمثل هرشب روح بیمارم رفیق

ترس فرداها چنان زانو زده برسینه ام

چون دراین زندان بدون یاروتیمارم رفیق

چرخ گردون گربچرخد روزبهترآورد

غیرمن،درعشق خودهرروزه تکرارم رفیق

خنده داردعاشقی وقتی زپا افتاده ای

من دراین بازی نمانم،زاروسربارم رفیق

میروم تاگوشه ای تنها نشینم با خودم

چونکه دردنیای بی سامان گرفتارم رفیق

s@rv

مراربودند باج بگیرند

فهمیدند بی ارزشم

باج دادند ،

 اماهیچ کس نخواست مرا !

http://shereno.com/profile.php?id=5531

http://www.shereiran.ir/site/page/61?userid=196&pocatid=133

http://sherenab.com/Account-AllPages.html

[ شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1394 ] [ 11:39 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ دوشنبه 5 مرداد1394.به شماره سریال 379068درسایت شعرنو

سایتهای : شعرایران  - شعرناب – فیس بوک

بشکنم این آینه تارنگ چشمانم نبیند

بیش ازاین هم صورت زشت وپریشانم نبیند

اشک درونِ چشمه ی آشفته ازحالم نشسته

غم چومیبارد درآن موج خروشانم نبیند

مادرم ازنکبتِ رخسارمن ماتم گرفته !

میروم ازکوی اوتا وقت هجرانم نبیند

دورازاین کاشانه بی سامان وُدرحسرت نشینم

تاصدای ناله هاوُ درد پنهانم نبیند

همچوفانوسی شدم سوسوزنم درموج دریا

به که خاموشم کنند ، تا بادوطوفانم نبیند

روزمجهول من وُاین رقص بی معنای دوران

میروم گُم میشوم ، تا حال حیرانم نبیند !

**==**==**

گفت: آه بکش  

آنقدرکشیدم تاپاره شد

بنددلم!

s@rv

http://shereno.com/profile.php?id=5531

http://sherenab.ir/User-28.html

http://www.shereiran.ir/site/page/39?userid=196

[ جمعه 9 مرداد‌ماه سال 1394 ] [ 11:57 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ دوشنبه 29تیر1394یشماره سریال 378103درسایت شعرنو

وسایتهای: شعرایران - شعرناب -فیس بوک

لاین .تانگو .اینستاگرام

دوباره شب هویدا شد ، دوباره سربه دیوارم

چوخشت خام وبی مصرف ، دمادم روبه آوارم

دلم میسوزدازحالم ، اسیرم کرده دردعشق

شب وُروزم پریشانی ، همین باشد فقط کارم

نشستم کنج میخانه ، دمی بی خودشوم ازخود

نباشد مرهمی دیگر ، به مستی من گرفتارم

شکسته شاخ وبرگ دل ، چوباغ بی ثمر گشتم

کجا پنهان کنم دردم ، نما یان گشته اسرارم

بیا ای ساز مهجورم ، کمی با من مدارا کن

نوای غصه را برچین ، مکن دردی حزین بارم

         **==**==**                           

دلم زخمی شده !

ازهای های اشکهای تو

نمیدانم چرادردوُغمت مهمان من باشد

ولیکن شورعشقت

خانه ی همسایه لم داده!

s@rv

http://shereno.com/profile.php?id=5531

http://sherenab.ir/User-28.html

http://www.shereiran.ir/site/page/39?userid=196

[ جمعه 2 مرداد‌ماه سال 1394 ] [ 09:50 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای :شعرنو – شعرایران – شعر2- شعرناب

تاکی دراین بیغوله ره باید پیاده طی کنم

جانم به لب آمد، بگوترک دیارش کی کنم

افتاده ام مخمورومست درگوشه ی میخانه ها

مُردم دراین غربت ،فقط تنها ویارمی کنم

درکوله بارم خستگی مهمان شده بردوش من

ازبُن گرفته بی خبرهرلحظه تاب وتوش من

گفتم که عاشق میشوم غربت فراموشم شود

خودکرده راعیبش مکن، این دردپنهان نوش من

بااینکه رسوا گشته ام،عشقی نشدبا من عجین

دیگرنمیخواهم که غم ، درکلبه ام باشد کمین

میسوزم وُ میسازمش غم رافراری میدهم

ای دل پریشانی مکن دنیا نمی ماند چنین !

**==**==**==**

وقتی چشم گشودم دامن مادر

قنداق کردند مرا!

تا ازبرکت اندیشه های خام

دست وپابسته

اسیرباشم دردنیای توهم

اکنون دربزرگی ام

خسته ومجروح

کفن پوش شده

نه جسمم ! روحم !

میان کهنه واژه های پوچِ دروغین

s@rv

http://shereno.com/profile.php?id=5531

http://www.shereiran.ir/site/page/61?userid=196&pocatid=133

http://sherenab.ir/Pages-Category-200.html


درود بر استاد عزیزم جناب لقمانی گرامی کمال حسینیان
چهارپارۀ زیبایتان را بارها خواند و برای پیشواز این ناب سروده هیچ ندارم جز همان زیبایی سرایش 
تاکی دراین بیغوله ره باید پیاده طی کنم 
مردم دراین غربت بگوترک دیارش کی کنم 
افتاده ام مخمورومست درگوشه ی میخانه ها 
جانم به لب آمد کنون تنها ویارمی کنم 
درکوله بارم خستگی مهمان شده بردوش من 
ازبُن گرفته بی خبرهرلحظه تاب وتوش من 
گفتم که عاشق میشوم غربت فراموشم شود 
خودکرده راعیبش مکن، این دردپنهان نوش من 
بااینکه رسوا گشته ام،عشقی نشدبا من عجین 
دیگرنمیخواهم که غم ، درکلبه ام باشد کمین 
میسوزم وُ میسازمش غم رافراری میدهم 
ای دل پریشانی مکن دنیا نمی ماند چنین
و امّا سپیدی دیگر، کوتاهی به بلندای آسمان ، تصویری که با اوج رندی شاعرانگی و استادی در لطیف ترین منظره ها شکل گرفته (آغوش مادر) و بعد از این مقدمۀ منحصر به فرد ، پتکی به سنگینی تمام ذهن های خفته بر دست می گیرد و بر سر خامی و بی خردی کوفته می شود تا جهل خفته را جرس بیداری شود...! 
رژیمِ عجیبی ست ...! 
خطر افکارِ چاق را می دانند 
که عقاید خام ... 
به خوردِ مغزهای گرسنه داده اند 
و در آخر و در اوج یاس، با رنگ سفید کفن که در این جا نویی و تازگی معنا دارد ، به جنگ کهنه ها می تازد ، تا امید را در دنیایی

 استادکمال حسینیان

[ چهارشنبه 10 تیر‌ماه سال 1394 ] [ 10:24 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 27 اسفند 1393به شماره سریال 360008درسایت شعرنو

سایتهای : شعرناب – شعر2

خسته ام

کارمن کوه کنی نیست ، خسته ازخود شده ام !

از زمانه که میرقصاند روزوُشبم

وخزانی که درآن خشکیدم

یا بهاری که ندارد جلوه

آفتابی خمیده درتنگ غروب

سحری بی رونق

حتی ازبقال سرکوچه دگرخسته شدم !

کارروزانه ی من ، دیدن بُق کرده ی او

وتکرارسلامی دیگر

تا نشاند برلب خنده ی تلخ

اوهم خسته شده  !

غم دنیاست که گشته بارش

لب گشایدکند رازونیاز

لیک دردل فرومی ریزد

چون بداند نشوم درمانش !

میروم بی سخنی راه پرازفاصله ها

گرچه ، خسته شدم !

s@rv

[ جمعه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ] [ 08:47 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ جمعه15اسفند1393به شماره سریال 358123درسایت شعرنو

سایتهای :شعرناب . شعر 2 .فیسبوک . لاین

تکرارمیشوم هرروز

درون خویش

باسردرگمی ها!

بیم دارم ازتلخی آشفته شبها

وهجوم فرداهای مبهم

قلقلک میدهدمرا

باکولباری افکارکهنه

که ریشه دوانیده درکویرذهن

کاش میخشکید، این نهال بی ثمر!

تارهاشوم ازهلهله ی ایام ظلمت گرفته

وامیدبه رویشی تازه

هرچنداین نسل سوخته

بارورنمیشوددوباره

s@rv

گاه میخندم

تامحوشودچروک لبهایم

چه کنم با دلم؟

که بی لب است !

[ جمعه 22 اسفند‌ماه سال 1393 ] [ 07:39 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ شنبه 4 بهمن 1393به شماره سریال 351627درسایت شعرنو

وسایتهای :  شعر ناب – شعر 2 

 

تومیدانی نه آن باشم ! چومرغی درقفس باشم

گلی هستم دراین صحرا ! نه مثل خاروخس باشم

چنان چشمه روان گشتم میان دشت وکوهستان!

نه دریک خُم بمانم من ، شراب ئبشُ گس باشم

 

من ازباران نمی ترسم که خودسیلی خروشانم

نه  چون دیوارآوارم  ، اسیر بادوُطوفانم !

تشعشع میزندخورشید، بسوزاند تن وروحم

نمیداند کمین کردم ، درون سایه پنهانم !

 

برای عشق به مولایم محمد(ص) میروم میدان

نه ازمردن ابا دارم ، نه ازتحریم نامردان !

ددان را ره بجائی نیست ، فقط فریادتوخالی

نمیگردیم دراین دنیا  اسیرحقه ی شیطان !

 

چنان چون رعد میغرم که دشمن کرده تفسیرم

به خاک وخون کشم اورا چه گویم نیست تقصیرم

دگربس کن ازاین غوغاچوارش مردمیدان باش

عدورا بشکنیم شارلی ، که دانم گشته تقدیرم!

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/351627.html

http://sherenab.com/Pages-View-33910.html#برای_عشق_به_مولایم

http://sarvenaz.blogsky.com/

[ یکشنبه 5 بهمن‌ماه سال 1393 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ دوشنبه 26آبان 1393 به شماره سریال 340744درسایت شعر نو

سایتهای شعر 2

رفتی توازپیشم نمی دانی که بی تابم

چون ماهی درمانده درگرداب مردابم

رفتی نگفتی روزگارمن چه میگردد

چون بندسبحه پاره گشته کنج محرابم

کارشب وروزم شده مستی ومیخواری

بردوش من افکنده غم اندوه وُ بیزاری

دیگرندارد شعروشورم رنگ شادیها

تصویربی قابی شده دربوم غم جاری

درلحظه های خالی ازعشقم رها گشتم

چون طبل پوسیده طنین بی صداهستم

اکنون بیا مرهم بزن بر ساز ناکوکم

باردگرمضرابِِ شادی ها بده دستم

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/340744.html

[ پنج‌شنبه 27 آذر‌ماه سال 1393 ] [ 06:19 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ دوشنبه24شهریور به شماره سریال 331319درسایت شعرنو

سایتهای: شعر 2

میراث من ازعشق وعاشقی

یک عمرقصه شنیدن دراین دیار!

غیرازخیال پوچ

مرهم نشددرمان زخم من

درراه بی وصال

آنقدرخسته دویدم دردشت خاروخس

که ازپافتاده ام

کج گشته دگرکوله بارعشق

دیگرصدای پای خنده ازیادرفته است

گاهی سرک میکشم درون تخیلات

پیدا کنم خودم

اما چه سود! گم شده پیدانمیشود!

اکنون شدم چوآواره ومجنون کوچه ها

هرچندقلقلک میدهداین عشق خانه سوز

قبل ازتهی شدن ازشوق وشوردل

بایدگذشت ازکوه اضطراب

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/331319.html

[ سه‌شنبه 27 آبان‌ماه سال 1393 ] [ 07:48 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه26شهریور1393به شماره سریال331590درسایت شعرنو

سایتهای : شعر2

تقدیم به دخترگلم افسانه خانم که اوهم افسانه وارراهی سفری دورخارج ازکشورشد

خدابهمراهت

دلم ازغم گرفته ای مسافر!

دوباره خیمه زدسیلاب روی گونه های من!

کنون ازفکرتنهائی ، چنین ویران شدم درخود

میان واژه ی ناپخته ی شعرم شدم حیران

قلم ازهجردوری گشته سرگردان

همیشه قصه وافسانه ام بودی

فغان ازاین وداع تلخ وناباور

ببین پاهای لرزانم

کمرخم گشته از فکروخیال تو

کجا جویم گلی چون تو؟!!

که عطرش بوکنم شبهای تنهائی !!

دگرافسانه والهام واندیشه

شده رویابرای من

تومیگوئی دگر

عمرسفرکوتاه ، دوباره باز میگردیم !

نمیدانی که عمرمن کنون پایان ره باشد!!!

چنین خشکیده عمرشاخسارمن

ودردم میخراشدذره ذره جسم بی تابم

چگونه بگذردایام کنار مادری گریان

                                                 باغمهای بی پایان؟؟؟؟!!

برودست خداهمراهتان باشد

اگرچه سخت باشددوری فرزند

همیشه یادتان درقلبمان بیدارمیماند

sarv


http://shereno.com/5531/42451/331590.html

[ پنج‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1393 ] [ 09:03 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ جمعه4مهر1393به شماره سریال 332986درسایت شعر نو

وسایتهای : شعر 2 – فیس بوک

کاش شکوفانشده بودنطفه !

آن شب تار

که زبانه کشیدسرمای جانسوزعشق

بنیادبی سرانجام هوس!

وتجدیداحساسی ناپایدار

درهیاهوی ناملایمات

کاش تکرارنمیشدزایشی دوباره !

تا آغازشوم دربامدادی کور

وخزانی که ازابتدا

به یغمابرده بودنام ونشان بهارانم!

اکنون هرروزم تشدیدغبارخستگی دیروز

فریادم خفه ، دراعماق سکوت

سردرگم...!

میان کوچه پس کوچه های تاریک آزادی

باخرواری افکارپلاسیده

وترازوی زمان

گذر عمر

انبارمیکندبردوشم

دیگرهچلهف شده هفت بی مهرم!!

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/332986.html

[ سه‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1393 ] [ 11:05 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]
   1      2      3      4      5      ...      9   >>

درباره وبلاگ

شمع ایم وکارما فقط سوختن است درسینه خود شعله برافروختن است پروانه نباشیم که گردشمع پروازکنیم درس عاشقی به غیر آموختن است
امکانات وب
تعداد بازدید ها: 130877
">

ابزار وبمستر

به سروناز خوش آمدید. کلیه اشعار متعلق به نویسنده آن می باشد و کپی از آن در سایت یا وب لاگ با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

WELCOM TO:SARVENAZ.BLOGSKY.COM

ماشمع مرده ایم درگور عشق خود


پروانه نیستیم که هرسوگذرکنیم

جدیدترین مطالب
لینک دوستان

ثبت شده درتاریخ 25مرداد95 به شماره سریال 435830درسایت شعرنو

                 سایتهای : شعر ناب –  شبکه های اجتماعی

زندگی آهسته  رو تا من بجویم چاره ام

وصله ای پیدا کنم براین دوکفش پاره ام

چون مترسک ناندارم،هردوپایم خسته است

کم مراسودای رفتن کن که خود آواره ام

غم گرفته روزوشب برکودک احساس من

بد نشسته بارد یگر روی تخته تا س من

ازورق بازی دوران دست وبالم بسته شد

بخت واقبالم ببین ، بی بی  بجای آس من

شورِعشقم کم شده درعمق این دلواپسی

درهجوم خستگی ، حالت نمی پرسد کسی

عاشقی هم مرده در آغوش تب دارزمان

خوش به گلدانی که همرازش بوُدخاروخسی

**==**==**

جمعه را بغض کنم با نفرت!

که چرادرک نکرد

درحسرت عشق

ازطلوع شنبه تا پنجشتبه

چه باری بردوشم بود

تا امروز فرسوده ی راه

گوشه نشین گردم و

برعمرفنا گشته ، اندیشه کنم

کاش با خود برویم

روی سنگ فرش بی رنگ شده

درکوچه وپس کوچه ی شهر

جمعه را طی بکنم

تا فراموش شودآنچه گذشت

s@rv

[ یکشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1395 ] [ 08:38 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ جمعه 15 مرداد95 به شماره سریال 434463درسایت شعرنو

 وسایتهای شعرناب .شعر ایران .شبکه های مجازی

آنچنان درخودگره خوردم ،خموشم بی رفیق

روزوشب میخانه رفتم، می بنوشم بی رفیق

باغزل ها خوگرفتم ، بی ردیف وقافیه

مثل کاغذپا ره گشته ، غم بدوشم بی رفیق

شعروشورم رنگ وبوی غصه وغم میدهد

نامرادی های دنیا برده هوشم بی رفیق

تاروپودازهم گسستم دست این نامردمان

باهمه دیوا نگی ها یم بکوشم بی رفیق

هرچه غم را بی جهت ازخودجداکردم نشد

مثل قمری لانه کرده پشت گوشم بی رفیق

من که درخلوتگه غم مانده زخم سینه ام

پشت پاخوردم بگوباکی بجوشم بی رفیق

**==**==**==

چقدرسخته ، مهمان قفس بودن

سوختن درخود

حتی یک نفرحالت نمی پرسد!

بگوید ، هی ، آی آدم...

مگرهیزم شدی اینگونه می سوزی!؟

نمیدانی که خاکستر شوی

مهمان باد بی امان گردی ؟

دلم گندیده چون مرداب

له له میزند سینه

ازغمهای مهتابی

گلاویزم بانامهربانیها!

که جولان میزند درسرزمین دل

کاش بودی!

تاگشایی درب این زندان

باهم پربگیریم ، فراموشم شودغربت

s@rv


[ جمعه 15 مرداد‌ماه سال 1395 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ شنبه 19 تیر1395به شماره سریال 430723سایت شعر نو

وسایت: شعر ناب

مدتی است که از خانه نباشد خبری

نکندهیچ شدم چونکه  ندارم ثمری

خودم اینجا ، و دل پرپرِ کاشانه کند

دست وپابسته شدم ،وای ازاین بی هنری

نه زبان سخنی هست که شکوایه کنم

نه امیدی به دری هست گشاید دگری

طالع این بودعقب مانده ی ذهنی بشوم

همه خوشحال که همسایه بزا ید پسری

گرچه افسرده ودلمرده ازاین قوم شدم

شکرایزد که خدا بود برایم سپری

ماکه مهمان توهستیم وُ این این محفل گرم

ازغم وغصه دراین جمع نباشد اثری

شکر حق گویم وُبرخاک ره اش سجده کنم

تاکه او هست دگر بسته دَرِ دربه دری

**==**==**

 خواب میرانم ازچشمهایم

تابانیش قلم

تمام حوصله ام

صرف ازتونوشتن کنم

وکنارت باشم

میان بیت های عاشقانه ی شعر

کاش به آخر نمیرسیددفترشعرم

تابازهم بنویسم تورا...!

s@rv

این سروده  پس ازدیدار از(موسسه خیریه توانبخشی ونگهداری معلولین ذهنی تلاش شیراز ) نوشته شده .جایی که درآن عشق ،عاطفه ، محبت ، صفا وصمیمیت حاکم است .عزیزانی که هرچه کنارشان بنشینید احساس غربت وخستگی نمیکنیدغیر ازدلتنگی

http://shereno.com/5531/42451/430723.html

http://sherenab.com/Pages-View-48521.html

[ یکشنبه 20 تیر‌ماه سال 1395 ] [ 08:43 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 26 خرداد1395 به شماره سریال427149 درسایت شعرنو

سایت : شعرناب – شبکه های اجتماعی

برای که گریه کنم  خاتون !؟

وقتی پشت سرمیخندند

براشکهایت...!

دیگرشورنمیزنددلم خاتون !

حتی برای خودم

من هم میخندم !

به بدبختی همسایه ی دیوار به دیوارمان

که دست فروشی میکندشبها

کنار باغچه ی خیابان

تنها تصویر آرزوهایش

سیرکردن شکم گرسنه ی کودک اش!

 ومن اضافه غذایم

به سطل خاکروبه  میدهم

بگذارنفرین عالم

دامنگیر قلب سنگم شود خاتون!

**==**==**

 دراین سلول بی پیکر دلی همرازمیخواهم

گر آزادم ازاین زندان ،قفس را باز میخواهم

فراموشم شده پای دویدن نیست همراهم

برای پر کشیدن من پرِ پرواز میخواهم

دگر از بوق ُ وکرنای جدال وُ جنگ بیزارم

شبِ شوروُ نشاط  وُ نغمه وُ آوازمیخواهم

برای عشق ورزیدن به این دنیای بی حاصل

کجا جویم ؟ رفیق یک دل وُ همراز میخواهم

جزای عشق گرمرگ است بجای چوب اعدامم

درخت خوش قدو رعنا چوسروناز میخواهم

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/427149.html

[ یکشنبه 6 تیر‌ماه سال 1395 ] [ 08:22 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ جمعه 31اردبیهشت 1395 به شماره سریال423291 درسایت شعرنو

سایتهای : شعرناب وشبکه های اجتماعی

همچو زندانی دراین غربت گرفتارم رفیق

کوه دردی ازغم وغصه به سردارم رفیق

روز و شب غمها انیس درد پنهانم شدند

بی قرارم سر به  دامان که بگذارم رفیق

گفته بودی راه ورسم عاشقی دل دادن است

این تنور دل به دستان که  بسپارم رفیق

آرزو کردم به  مستی روکنم بی غم شوم

می نمی گیرد مرا همیشه هشیارم رفیق

خسته ازدردم ولی خوابی نمی آید به چشم

من که با این غصه هاهمیشه بیدارم رفیق

بوی غربت میدهد اینجا چویک بیگانه ام

میروم از پیشتان وقتی که سربارم رفیق

**==**==**==**==**

دراعماق شبهای تنهایی

دیوار سکوت اسارت

میخراشدحجم سنگین فریادخفته ی من

می هراسم ازطلوع بی توبودن

ردِ پای زخم غربت

نقش میبندد برقامت ضعیف من

تکیه میزنم برسایه ی بی روحم

تا نیفتدازپا ، این قامت سست

گاه نقاشی میکنم درذهن

احساس حزین غم

وتنوردل همچنان

بایا دتو میسوزد

s@rv

[ دوشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1395 ] [ 03:23 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ شنبه 4 اردیبهشت ماه 95 به شماره سریال 419208درسایت شعر نو

 وشبکه های مجازی

میروم درکوچه ی مسلوب فکر

تاکه خودپیداکنم !

گه گاه گم میشوم در تنگی راه نفَس

چون که هست پر پیچ وخم

حال خوابیدم روی تخت بیماری ودرد !

باپیکری افتاده ازپا بی رمق !

قطره قطره میچکد ازیک سِرُم بالای سر

داخل این جسم فرتوت وضعیف

آن طرف فریادبیماری دگر

میخراشدعمق بطن سینه ام

زیرچشمی هم پرستارم نگاهی میکند

تا بفهمد لحظه لحظه حال من !

گاه با دستان بی حس میکشم

 جای زخمی را که دکتروصله کرد

تابیرون کنداین لخته های خون ازرگهای من

درخودم گیجم ولیکن پشت در

همرهان پچ پچ کنندو شادوخندانند همه !

مثل اینکه کودکی زاییده شد!

یاعروسی آمدند!

غافلندازحال بی احوال من

چون طبیبم زخم روی سینه را ترمیم کرد

لیک دردِ داخل دل همچنان بی مرهم است!

s@rv


[ دوشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ] [ 01:14 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتها : شعر نو – شعر ناب – شعر ایران – شعر 2

وبلاگ سرو نازومجازیها

دگرکهنه شدزخم حالم ، کجایی رفیق

نگفتی توازبخت وفالم ، کجایی رفیق

دلم مثل شیشه ترک خورده ازرفتنت

نفس رفته وُ پرملالم ، کجایی رفیق

شدم مرغ عشقی که تنها شدم درقفس

شکسته شده کتف وبالم ، کجایی رفیق

گذشته دگر فصل شادابی وُ شور من

به آخر رسید سن وسالم ، کجایی رفیق

چنان خوگرفتم به غمها من ازدوریت

صدامرده درسینه ، لالم ، کجایی رفیق

بیا تا دوباره ره عاشقی طی کنیم

نباشی چو انگور کالم ، کجایی رفیق!؟

**==**==**==

وقت رفتن دل من جای بده

گوشه ای درچمدان !

به مکانی ببر دنج که دنباشد غمها

اینجا مردمش دل شکنند!

هیچ کس نیست دراین بیغوله

آرام کند

دردانبوه شده گوشه ی دل !

نخ نما گشته دگر

ودرون قفس سینه چنان فرسوده

که دگر نای پریدن نباشد هنرش

وقت رفتن فراموش مکن

دزدکی جای بده ؟

s@rv

http://shereno.com/post-28714.html

[ یکشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1395 ] [ 08:21 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای ادبی شعرنو – شعرناب – شعر ایران – شعر2

وشبکه های مجازی

صبرکن شایددوباره غم رودازخانه ام

درد برچیند کمی ازاین دل دیوانه ام

بازبگشایم درمیخانه های شوروعشق

پرکنم با شهدعشقت بازهم پیمانه ام

صبرکن تا باردیگر مست وُ شیدایی کنیم

بی خیال ازدردوغم درشهررسوایی کنیم

کیست داندغیرما این رازبی درمان عشق

تا کجا با خاطرات تلخ همراهی کنیم !؟

وقت رفتن نیست اکنون دیده ام گریان مکن

این سرای شورومستی باز بی سامان مکن

صبرکن باهم فراری میشویم ازاین قفس

غصه وغم دورکن ، درسینه ام پنهان مکن

**==**==**==**

قدیما کنارهم توجنگلا

عاشقونه خنده هاسرمیدادیم!

صدای شادی ماپرشده بودتوسبزه زار

همه جا شوروشعف ، قهقه گلها اون طرف

وقتی بارون میبارید

زیرچترکودکی خیس میشدیم

حالارفته اون روزای خاطره!

هردومون تنها شدیم

توکنارپنجره نگاه به دیروز میکنی

منم آوراه شدم توکوچه وپس کوچه ها

دنبال فردای خودم!

بیا یکبار دیگه

بشکنیم غصه وغم

کاشکی دوباره بارون میبارید!

من وتوباهم باشیم

s@rv

http://www.shereno.com/profile.php?uid=5491

www.sherenab.com

www.shere2.com

[ دوشنبه 2 فروردین‌ماه سال 1395 ] [ 09:58 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 21بهمن1394 شماره سریال 408752 درسایت شعر نو

وسایتهای : شعر ناب .شعر2 .لاین .اینستوگرام .تانگو

ملامت میکنی من را چرا ازعشق توسیرم

نمیدانی تو ،مجنونم !شکسته دل زمینگیرم؟

بسان شمعِ بی نورم به پای خود فرو ریزم

نشسته موسم  پیری براین سیمای اکبیرم

نگاهم خسته ازغمها به غیرازشب نمی بیند

که درآینه ی روزم  پریشان نقش تصویرم

اسیرموج ِطوفانم دراین دریای بی ساحل

شکسته زورقی گشتم که درگرداب آن گیرم

طراوت رفته ازتارم شکسته زخمه یِ سازم

نمیدانم چرا غرقم میان بخت وتقد یرم

سبوکردم شراب دبش که شایدکهنه ترگردد

نشداومرهم دردم ، نبودش رنگ اکسیرم

******

بیا بگشا کمی زندان قلبت را

ویک فنجان ، قهوه ی تلخ

مراامشب تومهمان کن

ودرآغوش لبخندت فراموشم بده

چشمان خیس وبیقرارِمن

تومیدانی ؟

من محکوم گردیدم به عشق تو!

ودریک بامدادبی تفاوت

به جرم عاشقی

احساس من مصلوب میگردد!

ودرعمق وجودت دفن خواهدشد

پس بیا یک امشب دیگر

مراسیراب کن

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/408752.html
[ پنج‌شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1394 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای شعرنو.شعرناب .لاین .اینستاگرام

ای دل دیوانه خل گشتی وجزجز میکنی

مثل زنبورک شدی همیشه وز وزمیکنی

غصه ی عالم خریدی شوق آزادی چه شد؟

روزوشب کنجی خزیده درخودت کزمیکنی

باخیالت عاشقی کردی ولی رسوا شدی

همنشین بیقراری های خودشبهاشدی

گفته بودم غافلی ازمکرونیرنگهای عشق

هم پکرهم کرشدی ، حالاببین تنها شدی

انتظارش میکشیدم ، زارودلواپس شدن

نوش جانت باشداکنون مثل خاروخس شدن

ای دل ویران سزای این حماقتهای تو

این چنین تنهااسیر خواری وبی کس شدن

**==**==**

دلی افسرده دارم من

که جاخوش کرده درتندیس بی روحم

چوگلدانی که پژمرده زبی آبی

مشامش هم گرفته !!

دست وپابسته

درونش پرشده ازدردبی درمان!!

بسان قلب راکتورها

که باسیمان وآب وماسه پرکردند

وبرجامش هویداشد

عجب دیوانه باشد دل

خیالاتی شده شاید!!

نشسته فکر می بافد

نمیدانداین بیچاره ی رسوا

که ازاین جام وبرجامش مبارک باد

پشیزی عایدش هرگزنمیگردد!!

s@rv

[ پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1394 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ یکشنیه 13دی به شماره سریال 402546درسایت شعرنو

سایتهای : شعرناب . شعر2 .شعرایران . فیس بوک

لاین .تانگو .اینستاگرام 

درعزای لحظه هایم پینه بستم ای رفیق

من کنار درد ُوغمهایم نشستم ای رفیق

خو گرفتم با طلوع شب که آرامم کند !

توبه کردم عاشقی دیگرشکستم ای رفیق

هرزمان من همدم میخانه وُمی میشوم

غصه میگیردمراوقتی که مستم ای رفیق

می خرامم گوشه ای با خاطرات مرده ام

گم شدم درخودنمیدانم چه هستم ای رفیق

من که حیرانم میان این سراب عاشقی

پس بگودیگرچرامن بت پرستم ای رفیق

درسکوت خود گرفتارم به  تنهایی چنین

آرزودارم ازاین زندان بِجَستم ای رفیق

********

اگرافتادم ازدیوار عشق تو

مگودزد است بگو دیوار مخروب شد !

ویا پنهان بکن احساس من را

لا به لای حس وآن رویای شیرینت

که غیر ازاین جزایم سخت میباشد

دراین شهر بی قانون وبی پیکر

سزای عاشقی اعدام میباشد !

نمی ترسم که جانم را فدای عشق کردم من

ازآن ترسم

بعدازمرگ روی قبرم مینویسند

به جرم عاشقی

 دل دزد ِ بی آزرم

مصلوب گردیده !

      s@rv

http://shereno.com/5531/42451/402546.html

[ سه‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1394 ] [ 07:38 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای :شعرنو.شعرایران .شعرناب . شعر2 .فیس بوک

لاین .اینستاگرام

فکربودم چه کسی آمده این صبح سحر

 دیدم ، مرده شوراست مزاحم گشته

گفتمش ، خیرباشد حاج علی

گفت، درمسجدده مجلس ترحیم توبرپاشده است!!

زودبرخیز به آنجا برویم، هردوراه افتادیم

همه آنجا بودند،عباس آقاعطارسرکوچه ی ما

با کتی مشکی وتسبیح بدست

دایی وزن دایی با خُل پسرش

خاله بلقیس که ازچهره ی اودردتراوش میکرد

زن عمو، وای نگوکه چه زیباشده بود

همچو یک دخترهشتادساله

باعصایی دردست، عینکی شیشه کلفت

چارقدروی سرش ، مثل جِن آمده بود

عمه جان راتوببین  ،ازگوشه ی آن چادرگلدارسیاه

چشمش پیدا،چادرش روی زمین شخم میزد

وعموجان باکلاه گیس وسیبیلی آویزروی لبش

باکت وشلوارسیاه ، پُز میداد

دایی ناصرکه موهای سرش رفته به باد

برسرهمسر بیچاره ی خودغُرمیزد

اشکها بودروان ، برسروسینه زنان

واعظ ده که میدید پریشان حالند

بیشترسوزبه خواندن میداد ،تاهمه ناله ی جانسوزتری سربدهند

فکربودم چطوردردل اینها بودم ، غرق اندوه شدم

وای برمن،چرا مُردم تا این همه فامیل چنین لابه کنند!!

مرده شورگفت،فکرکردی برای توبرسربزنند؟!!

نه پسر جان چنین نیست!

هرکدام ازاینهاغصه ی بدبختی خودرا دارند

یا بده کاری بانگ،یا ازدست عروس ،یادامادکه معتادشده

یا چرا خانه ی اوشیک ترازمن باشد

آمنه بنز سواری بکندمن پیکان...!!

لیک اینجا ،عقده خالی بشودازدلشان

پس خیالت راحت، ذره ای عشق تو دردلها نیست

حلوا که رسیدشکم سیرکنند!

لُپ لُپ قورت دهندونگویند ،پسرروحت شاد!!

بعدآن پشت همین تورسیاهی که برسردارند

پچ پچ وغییت وطعنه شروع میگردد

غیبت گل دوسی ، عمه زری ،خاله مهین وُدگران

پس بیا برگردیم وآرام بخواب درقبرخودت

چای تونیست دراین مجلس پردوزوکلک

s@rv