X
تبلیغات
رایتل
سروناز

<آپلود عکس"

به سایه سرو خوش آمدید. کلیه اشعار متعلق به نویسنده آن می باشد و کپی از آن در سایت یا وب لاگ با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

WELCOM TO:SARVENAZ.BLOGSKY.COM
آرشیو

لوگوی دوستان

خبرنامه وب لاگ

آرمیتا

free counters
www.shereno.com



{ ماشمع مرده ایم درگور عشق خود* * پروانه نیستیم که هرسوگذرکنیم }

پنج‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1396
امشب رهایش کن

ثبت شده درتاریخ 22/9/96بشماره سریال 489955درسایت شعر نو

وسایت شعر ایران – اینستاگرام

کمتردرآغوشت بگیرش، چون پریشان است

افسرده گی هایش درون دیده پنهان است

امشب نمی خواهد که گرمای تن اش باشی

آتش گرفته سینه اش ، امید باران است

اکنون دلی آشفته  ، اندوهی کلان دارد

اوروزوشب مهمانیِ غمهای عریان است

دنیای بی روحش ، پُراز نامهربانی ها

رنگ نگاهش ریسه رفته چونکه ویران است

بادردوُ رنج اش گاه میان گریه میخندد

غافل شدی ازحال او وقتی که خندان است

دیگرنمی خواهد درآغوشی بخوابد او

باورمدارش  فاسق وُ درفکر جولان است

اوخسته میباشد بیا امشب رهایش کن

پژمرده رخسارش غم ازچشمش نمایان است

بگذار خیالش با خودش آهسته بنشیند

دنیای تاریکش خمودوُ مثل زندان است

**==**==**==**

درنزن

پشتِ درِ بسته کسی نیست ، یرو

مثل دل

خانه مخروبه شد ازشورونشاط!

آنکه ازسوک دریچه تورا دید زند

جسم بی روح وپریشان حالیست

با کوله باری ازخاطره ها

که به یغما رفته !

ونگاهی مجنون

که نمیبیند تو

برو درفکر دری دیگر باش

تا ترمیم کند

باز هوای دل خود

s@rv

http://shereno.com/5531/58343/489955.html


جمعه 17 آذر‌ماه سال 1396
خودفروشی شده کارم

ثبت شده درتاریخ16/9/96 به شماره سریال489304درسایت شعر نو

شعر ایران – اینستا گرام

رفتم ازشهر تو با این تب وُ حیراانی خود

زیر این طاق کبود وُ شب بارانی خود

رفتم ، آلوده ام ازهیبت مخروبه ی شهر

غافل ازخودشدم وبی سروسامانی خود

رفتم آسوده شود این دل افسرده ودرد

گم شوم پشت غم وغصه ی پنهانی خود

تا که بودم یکی احوال دلم را نگرفت

هرکه اقبال سیاهش نقشِ پیشانی خود

می روم تا کمر عشق تو هم خم بشود

خسته ام ازدل رسوا وپریشانی خود

بشکنم توبه ی خودعیش وهوسها بکنم

میشوم طعمه ی مستانِ خیابانیِ خود

خودفروشی شده کارم،لذت وعیش ددان

گرچه دربیم وهراس ازشبِ ویرانیِ خود

**==**==**==**

کاش می فهمید کسی

درپسِ کوچه ی عشق

بین این نادانها

گم شده ام !

ودلی نیست که همراز شود

همه ازروی دلم میگذرند

له شدم ...

زیرلگدهای دروغین هوس !

هرچه بلوا کردم

یک نفرگوش به فریادنداد

تاببینندچه آمد به سرم

عاقبت هم گفتند

دیوانه شده دیوانه !

قلاده به پایم بستند !

ومرا ...

کنج دیوانه سرایی رهایم کردند

وای برمن

عاشق این همه احمق بودم

s@rv


جمعه 17 آذر‌ماه سال 1396
دیوانه خندیدن ندارد

ثبت شده درتاریخ یکشنبه12آذرماه 96 به شماره سریال488854 درسایت شعر نو

وسایتهای : شعرایران  - اینستاگرام

باساز ناکوکم ، دگر شادی ورقصیدن ندارد

گندیده ریشه ،میوه ی کالی شدم چیدن ندارد

درلابه لای واژه های عاشقی غرقم چوقایق

وقتی که ابر دیده خشکیده که باریدن ندارد

مست ازمی نابم فراموشم شوداین خاطراتم

فریادغم سرمیدهم درکوچه ، ترسیدن ندارد

حیرانم ازاحساسِ نا بالغ بجانم رخنه کرده

چون مرغکی افسرده ام کنج قفس دیدن ندارد

بارگران خودکرده ام بردوش سنگینم همیشه

اکنون که غرقابِ گلِ ولایم که نالیدن ندارد

بگذارمیان خارو خسهاگم شوم درکوه وصحرا

وقتی اسیروُ برده ی عشقم ،که بالیدن ندارد

کمتربیازارم،چنان مجنونم وُ سرمست عشقم

دیوانه ای دیوانه ام ، دیوانه خندیدن ندارد

s@rv

http://shereno.com/5531/58343/488854.html


یکشنبه 12 آذر‌ماه سال 1396
همچوسرابم چه کنم

ثبت شده درتاریخ نهم آذر96 بشماره سریال 488567درسایت شعر نو

وسایتهای : شعر ایران . شعر ناب . اینستا گرام

بغلم کن بگذار کنج دلت جُم نخورم

بشکنی جام شرابم که ازاین خُم نخورم

سردِ سردم شده ازفکر تو گرمم بکنی

حسرت آتشِ بی شعله ی هیزُم نخورم

این غم وغصه ی من بی تودگرکم نشود

زخم چرکین دلم ، کهنه وُ مرهم نشود

من وُ این کلبه ی محزون وُ پریشانی حال

دل افسرده که از عشق تو بی غم نشود

پیر میخانه شدم رفته شبابم  چه کنم

دشت خشکیده زکُل همچوسرابم چه کنم

مثل سیلاب خزان کاسه ی صبرم شده پُر

گیج ومبهوتم ازاقبال خرابم چه کنم

**==**==**==**

حال دل خوب است ، احوالش مپرس!

روزوشب مهمان داری میکند

باغصه وغمهای خود!

جام مهمانها پرازاشک دوچشم

سفره پرگشته ، ازدوزو کلکهای زمان

یک قدح اندوه تلخ ، جای شراب

سقف دل سوراخ ، چکه میکند

پاپتی...

چون کفشها جامانده درلای وُ لجن

باسکوتی تلخ عمق حنجره

سربه سجده میگذارد تا خداکاری کند

S@rv

http://shereno.com/5531/58343/488567.html



جمعه 3 آذر‌ماه سال 1396
فاسق

ثبت شده درتاریخ جمعه 3آذر96 به شماره سریال487938 درسایت شعرنو

سایتهای : شعرایران. اینستا گرام

مطربا مضراب غمگینی ، براین تارم بزن

زخمه برسازم مزن ، برپیکر خوارم  بزن

خسته ام ازتن فروشی  درخیابانهای شهر

بی خیال ازعاشقی ، براین شبِ تارم بزن

مثل کابوسی شده ، این ننگ وبدنامی من

برگناهانِ سیا  ، بر کوچه بازارم بزن

آنچنان دیوانه ی دهرم دراین گرداب غم

هیزمی آتش کنید ، برجسم بیمارم بزن

هردوپا درگل فرورفتم چواسب خسته ام

گوشه ای افسرده افتادم ، توافسارم بزن

ساقیا امشب مراپیمانه ای مهمان شوید

بعداز آن شمشیرخودبردیده ی زارم بزن

جرم فاسق درمرام ما فقط ننگ است ومرگ

نشکن این قانون بدنامی ، مرا دارم بزن

s@rv

http://shereno.com/5531/58343/487938.html


پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396
بیافریادگردیم

ثبت شده درتایخ جمعه 26 آبان 1396  بشماره سریال487232 درسایت شعر نو

سایتهای شعر ایران . اینستا گرام

بیا یک امشب دیگر من وتو مست گردیم

دراین دنیای وانفسا هرآنچه هست گردیم

فراموشش کنیم ، یک بار غمهای زمانه

نه زندانی میان کوچه ی بن بست گردیم

بیا تا جرعه جرعه بغضمان آوارسازیم

چوسدی روبروی غصه ها دیوار سازیم

رها گردیم ازاین تعبیرهای بچه گانه

نه با آشقتگی ها عشق خود ادبار سازیم

بیا فریاد گردیم ، گم شویم ، دیوانه باشیم

فراری ازهمه ، درغربتی بیگانه باشیم

بیا آغوش شب ، دور از نگاه  زیر کانه

همیشه مست کنجی دردلِ میخانه باشیم

**==**==**==**

درخانه ی متروکه ی دل

نیست کسی!

دق الباب مکن

من ویک سایه ی تنهاسکونت داریم

نه چراغی سوسوبکندنبض دلش

نه درختی که بهارش باشد

جزخزانی که درحال فروریختن است

برگ دلش !

وسکوتی مطلق

گُرگرفته ره حنجره ام

بادوچشمی چسبیده به در

انتظارم!

شایدبیایدبگُشایدآنرا

تا پروازکنم ازقفسم

به دیاری پرازعشق وشگون

ظلم قابیل به هابیل نباشد آنجا

s@rv

http://shereno.com/5531/58343/487232.html



جمعه 26 آبان‌ماه سال 1396
سازرسوایی دل

ثبت شده درتاریخ شنبه 20آبان 1396 به شماره سریال 486568درسایت شعر نو

سایتهای : شعرایران – اینستا گرام

مدتی گم شده ام در وسط  شهر ، چرا

با خودم با همه کس دشمنی وقهر، چرا

نانجیب گشته دلم ، پرده دری میخواهد

بی حجاب آمده ام،غافل ازاین دهر ، چرا

سازرسوایی دل ، گوش فلک کر کرده

مثل شعرم که شده بی ثمرو بحر ، چرا

من که ازفکر تو بی مذهب وایمان گشتم

گوشه ی مسجدو این ولوله و جهر ، چرا

چوب اعدام دلم ، سر دَرِ میدان بستند

آتش عشق تو برمن شده چون زهر ، چرا

**==**==**==**

گم شدم !

درزیب چشمانت

اما باورندارد، باورهایت

گاه پاورچین

سرک میکشی مرا

وزُل میزنی خمودی احساسم

میشنوم صدای نفسهایت!

که حبس میکنی درگلو

دَم برنمی آورم!

حس میکنم ، لبخندخیس گونه ات

برتندیسی مغموم

که همچون مترسک

جامانده ام درخود

بگذاریک لحظه

درآغوش بگیرم نگاهت

قبل ازتشییع آرزوهایم

s@rv

http://shereno.com/5531/58343/486568.html

 



چهارشنبه 17 آبان‌ماه سال 1396
بگوچراقدم زدم

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 17 آبان 96 به شماره486268 سریال درسایت شعر نو

سایتهای : شعرایران . شعرناب . اینستاگرام

نشسته ام به کنج خود ، چراسری نمی زنی

گذرکنی به کوچه ام ، ولی دری نمی زنی

چنان غریبه ها شدم ، نگاه به ما نمی کنی

دلِ شکسته ی مرا ،  کمی دوا  نمی کنی

چه بی ثمرشدم دگر ، دراین خزان بی صفا

که مرده عشق وعاشقی، بحای او شده جفا

دگرهوای رفتنم ، گرفته حال و روز من

که بار غصه ها وغم ، نشسته روی قوزمن

پرنده ی خیال من ، شکسته بال وپرشده

دراین دیار بی فروغ، اسیرودربه درشده

بگوچرا قدم زدم  ،  کنارساحل وصال

بسان میوه ای شدم ، همیشه دبش وتلخ وکال

**==**==**==**

مپرس حالم که مقهورم

نه نای گفتنم باشد ، که هجرانی عیان دارم!

دگر تاول زده

این واژ ه های سست  وبی معنا!

غزل همچون کلاف کورو سردرگم

چروکیده هجاها بی ردیف ووزن

درابیات بی حاصل

ومن لبریزیک اندوه بارانی

که سُر خوردم

درگرداب عشقِ بی سرانجامی

چه ایامی که  ها  کردم به دستانی یخ کرده

نوشتم روزوشب اشعارفرسوده

پاک کردم ، خط خطی کردم

بازهم تکرار ...!

تا بدانددرسرم

حال وهوای عاشقی باشد

ولی اورفت

درآغوش شعردیگری خوابید

s@rv

http://shereno.com/5531/58343/486268.html


شنبه 1 مهر‌ماه سال 1396
تقصیرتوبود

ثبت شده درتاریخ 30شهریور96 به شماره سریال481805 درسایت شعرنو

وسایتهای ادبی : شعرناب . شعر ایران واینستاگرام

میروم شهردگر ، گرچه دلم گیرِ توبود

گفتی این غصه وغم ، آفت وتقدیرتوبود

آتش افتاده بجانم که بسوزم شب وروز

شعله ورگشتن این عاشقی تقصیرتوبود

من واین حال پریشان به کجا روبکنم

توکه دانی دل من درغُل وُ زنجیرتوبود

درگلوخفته سکوتم مثل مجنون شده ام

اینکه دیوانه شدم ، حاصل تدبیر تو بود

به که گویم که چنین پیروُخراباتی شدم

چون اسارت بگرفتی دل وتسخیرتوبود

میروم تا که رهاگردم ازاین عشق دروغ

ذهن من پُرشده ازقامت وتصویر تو بود

**==**==**==**==**

باز افکارشبانه لخته کرده

باهجوم یک سکوت تلخ

وفانوسی که پت پت میکندهرشب

درفراز سقف

گرفته شوروحالم را!

صدای تاروتنبورخزان

بربرگهای خشک وبی احساس

که میرقصند با این ساز پاییزی

میان کوچه باغ خاطراتم

مرادرحسرت لبخندافسرده!

دوباره انتظارم پشت درمانده

کنارپنجره ماتم گرفته دیده گان من

صدای سایه ی پایت مرا آرام میدارد

بیا یک باردیگر شورشعرم باش

کمی بگذارسربرشانه هایم

تاآرام گیرد بی توبودنها

s@rv

http://shereno.com/5531/56542/481805.html


یکشنبه 12 شهریور‌ماه سال 1396
نه دل دارم نه دلداری

ثبت شده درتاریخ 12 شهریور96 به شماره سریال480121 درسایت شعرنو

اینستاگرام  وچندسایت ادبی دیگر

برای عشق ُو شیدایی ، دلی دیوانه  میخواهد

دمادم غصه خوردن گوشه ی میخانه میخواهد

حذر کردم ازاین عاشق شدنها گم شدم درخود

بجای عاشقی این دل می و پیمانه میخواهد

نه دل دارم ، نه دلداری ، که راه دلبری دانم

که هرشمعی برای روشنی پروانه میخواهد

محبتهای پوشالی ، تهی ازعشق وسرمستی

دلی وقتی شکسته ، همدمی جانانه میخواهد

هوای شعر وُ شوروُ شاعری افسرده گردیده

به دنبال چه باشد گوشه ای درخانه میخواهد

کبوتر درقفس کردن چه آسان است وُ میدانی

که در زندان برای زنده ماندن دانه میخواهد

**==**==**==**

نمیخواهم واژه های مرده باشم

درشعر...

وقافیه های نکبت بار اندوه !

که مشامش خالی ازعشق

وتصویرش بوی نا میدهد!

مثل قاب عکسهای شکسته

وعبوس قیافه های رنگ وروباخته

ازدوران بربریت !

بیا ردیف شعرم باش

تا دوباره بیابم

شادیهای به یغما رفته

که پژمرده دربیتها

وغزلم دبش تراز لِرد شراب

s@rv

http://shereno.com/5531/56542/480121.html

 


چهارشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1396
یک بارمن عاشق شدم

ثبت شده درتاریخ 8شهریور96 به شماره سریال درسایت شعرنو

رفتم ازپیشت دگر اصرار میخواهد  چرا

این دل افسرده ام  دلدار میخواهد چرا

خسته ام ازخویشتن آلوده ام بادردعشق

کم نصیحت کن دگرگفتار میخواهدچرا

سازرسوایی من درشهرغوغا میکند

چونکه محکومم ،دگراقرارمیخواهد چرا

سربه دامان که بگذارم مرا مرهم شود

عاشق مرده ، طناب دارمیخواهد چرا

عدل وانصافت کجا،یکبارمن عاشق شدم

کشتن من این همه تکرار میخواهدچرا

واپسین لحظه بیا آغوش گیر این پیکرم

من که رفتم زندگی سربار میخواهد چرا

s@rv

باسپاس فراوان ازهمسر گرامم درهمکاری ویرایش این شعر



دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1396
چگونه بنوشم می ؟

ثبت شده درتاریخ 9 مرداد96 درسایت شعر نو

اینستا گرام

شب است وگرفته دوباره خیال خواب مرا

شبیه عاشق دل خسته  ، میدهد تاب مرا

نگاه هرزه ی دیوار،چوبغض چشم حسود

خمودِ  حال وُهوا ،  گرفته  التهاب  مرا

هوس به میکده دارم، دوجام دبش شراب

چگونه بنوشم می ، که میکند خراب مرا

چنان نفس بریده  ،  رمق گرفته ازجانم

خسته زخودشدم ، برده توانِ شتاب مرا

دوباره انتظار نشستم  ،  که درگشاید او

ولی سکوت پنجره  ،  میدهد عذاب مرا

**==**==**==**

گاهی گم میشوم میان تو

اما چه باک

به دریا زدم دلم!

چون با بلمی بی بادبان

عمریست غرقم درخلوت خود

باورنمیکنی مرا

چه سان لنگ میزند دلم !؟

بسکه دراین کوره راه

دنبالت دویده است!

اکنون چو قایقی شکسته

درساحلی که کویر است پشت آن

ناکام به گِل نشسته

بیچاره دل !

وارفته پشت طوفان ردپای عشق

s@rv

shereno.com/profile.php?id=5531

 


یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1396
کاش نطفه مرده بود

ثبت شده درتاریخ 1مرداد96 به شماره سریال  درسایت شعرنو

واینستا گرام

برزخم من بریز ازآن خُم شراب

چون گم شدم دگر درعمق این سراب

پرکن دوباره جام بیخود زخودشوم

تامست می شوم حالم شود خراب

ماراچه حاجت است عاقل شویم دگر

وقتی دراین دیار بودیم همیشه خواب

حاصل چگونه شد مااین چنین شدیم

عمری گذشت ورفت دیگر زما شباب

خودکرده ام چنین ، مهرووفا یشان

مُزدم همین شده !غم،غصه وعذاب

درآن شب سیاه کاش نطفه مرده بود !

مادرچه زاده ای  با آن همه شتاب!؟

خوش بودت آن شبی،باشورِعاشقی

باعشق ویک هوس، کردی مرا کباب

مطرب نشسته ای برمن تو بنگری ؟

با زخمه ات  بزن ،  بر قامتِ رباب  !

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5531



یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1396
چه آرام خاموش شدی مادر

ثبت شده درتاریخ 18تیر96 به شماره 474244سریال درسایت شعرنو

واینستاگرام

زندگی خندیدن تو مثل اشک گونه است

آنکه باورمیکند  خندیدنت دیونه است

حال واحوالی ندارم با تو همبازی شوم

عشق تو دیگر برایم مثل یک بیگونه است

روی دل پا میگذاری، ازشکستن غافلی

غم نشاندی روی غمهایم مگرهمبونه است

ردی ازشادی نمی  بینم کنار دست تو

هرکجا پا میگذارم مثل یک غمخونه است

زندگی کی میشودباما کمی یاری کنی !؟

کارهر روزو شبم ازدست تو ویرونه است

من سیه پوش وفاتِ مادرم ، شادی مکن

غم تلمبار روی سینه،دردل وکاشونه است

من تکیدم درخودم بعداز وداع مادرم

مضطرب شد لعنتی دل ،غصه بارِشونه است

s@rv

http://shereno.com/5531/56542/474244.html

 


جمعه 30 تیر‌ماه سال 1396
عاشقی مرده است

ثبت شده درتاریخ 30 تیرماه 96 یه شماره سریال475534 درسایت شعرنو

اینستا گرام

شبم را به روزم رسانم وروزم به شب

چه میشد ببینم که غم مرده یا کرده تب

چرا این بهاران خزان وزمستان شده

نه شورو نه حالی دراین شهرویران شده

دل آکنده گشته ازاین غصه و دردو غم

بلا و مصیبت دراین شهر شده پشت هم

نه عشقی نه عاشق نه دلدار نه دل داده ای

کلون گشته میخانه ، نی مستی وباده ای

خیابان پرازخالی ، بی روح وبی آدمی

نه شعرو شرابی که بردل شود مرهمی

غمستان شده کوچه هاعاشقی مرده است

دل ازدست این فاسقان غم افسرده است

**==**==**==**

بیا بگذار سربه دامانم

کمی آرام گیرد لخته های بخت ویرانم

چنگ اندازم به موهایت

نوازش میکنم رویت

تاجولان زنیم با خاطرات هم

برای تو روایت گویم ازدیروز

آن سردرگمی ها ، بی تو بودنها !

وآن غمهای پنهانی

ازامروزت که چون رویا نشستی درکنار من !

وازفردا که مانده روی دستانم !

چونکه میدانم

میان این نوازشها ، خوابت میبرد

هرگزنمی فهمی

تلمباراست سکوت غصه برسینه

ومن درابتدای قصه ی دیروز

میمانم درونِ خود

s@rv

http://shereno.com/5531/56542/475534.html

شنبه 10 تیر‌ماه سال 1396
قبا ترمه برتن کن

ثبت درتاریخ 8/4/96به شماره سریال   473204درسایت شعر نو

ودراینستا گرام

عزیز دل کجا دانی توحال زاریعنی چه

چنان شادی نمیدانی دل بیماریعنی چه

شکستم آیینه کمتر ببیند رنگ رخسارم

مگر آیینه  میفهمد تن  تبدار یعنی چه

اسیرم کرددام تو، فقط زاری شده کارم

بکن توبه مگوبرمن که استغفاریعنی چه

بیا بنگر،به جرم عاشقی اعدام محکومم

توازحالم چه میدانی طناب دار یعنی چه

بروکمتربکن زاری ، گدشته فصل طنازی

پس ازمرگم شدی مرهم مراتیمار یعنی چه

قبای  ترمه برتن کن سیاهی بدشگون باشد

بریدی آس دل ،  دیگر فراق یار یعنی چه

**==**==**==**

گم شدم درپیچ وخم فاصله های ممتد

که میروندتا ناکجا آباد بی دروپیکر

وغرقم دربرکه ی ناهنجار تخیلات!

آنجا که فریادعشق

جاخوش کرده درسراب آرزوها!

ودل همچنان سیه کهنه قبا برتن

درعزای زخمهای چرکین روح

غلغلک میدهدمرا

کدام سو گشودم سجاده ی اقبال؟

برکدام تربت سجده کردم؟

که نشد برایم هیچ دلی

حاجت روا!

اکنون ذهن آشفته ، بازارمکاره

اما نیست خریداراین احساس مضطرب

که جاخوش کرده

پشت لبخند خیس گونه ها

s@rv

http://shereno.com/5531/56542/473204.html

 

 


دوشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1396
پزشک حاذقم تویی

ثبت شده درسایت شعرنو

وسایتهای : شعرناب - شعر ایران - اینستاگرام

در این شب سکوت وغم  دلم توراهوا کند

نشسته گوشه ای کمین فقط تورا صداکند

بیا کبوترت ببین  به  بام تو  نشسته است

بغیرِ  تو  که  میتوان  مرا  به  لانه جا کند

چنان  ز  درد  عاشقی  اسیر  میکده  شدم

ولی کجا کسی چنین  کمک  به  بینوا  کند

دوای درد عشق من فقط دو بوسه میشود

پزشک حاذقم  توئی که  میتوان شفا  کند

چوسجد میروم چنان دعا کنم خدای خود

بگو  طبیب دل مرا  به  بوسه ای  دوا کند

فقط شبی اگرچنین به سینه جا دهی مرا

اسیر وُ  برده  میشوم  تب از تنم  رها  کند

s@rv

shereno.com/5531/42451/464647.html








یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1395
برواصرارکمترکن

ثبت شده درتاریخ 19 دیماه 95 به شماره سریال درسایت شعر نو

 وشبکه های مجازی

مگوعاشق شدی برمن،دگرتکرارکمتر کن

مرا دیوانه کردی تو، دگر انکار کمترکن

دلم را بخیه کردم تا کمی آرام گیرد او

نمیخواهد طبیب من شوی ، بیمارکمترکن

نفس درسینه خشکیده قدم مگذاربرقلبم

بکُش دل راتویکباره، چنین بردارکمترکن

چه لدت میبری ازدردمیسوزم درون خود

دلم رادرقفس کردی ،دگرخونبارکمترکن

کجای عشق بودی تو،ندانی مرده احساست

مگرپوسیده ذهن تو، چنین گفتار کمتر کن

چراباورنداری کُشت عشقت این دل رسوا

برای ماندنم دیراست، برواصرارکمتر کن

**==**==**

گاه دیوانه شوم

دروادی یک بیت

که باید، ازامواج چشم تونوشت!

امامیترسم خیس کند

باران نگاهم واژه های قلمی

که میخواهد بنویسد تورا !

گاهی میشکندلبخندم

غلغل کند بغض دلم

ومهصورشودنیش قلم

تاکی پرسه زنم درشعرم !؟

بیطاقت وبی تاب شدم!

کاش میشدکمی باز کنم پنجره را

تاببینم جای پاهای بجا مانده ی تو

روی نمناکی کوچه ی دل

تابه پایان برسانم غزلم

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5531

 



سه‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1395
زندگی ترمز بریدم

ثبت شده درتاریخ 2/9/95 درسایتهای

 شعر نو – شعرناب – شعرایران  و شبکه های اجتماعی

زندگی ترمز بریدم یا مرا تعمیرکن

یا مشین درددرونم را توهم تفسیرکن

سرنوشتم رابدست عشق دادم اوشکست

بیش ازاین رنجم مده آنراکمی تغیرکن

خسته ازعشقم نیازم رفتن رمال نیست

فال من نکبت گرفته اندکی تعبیرکن

خوب میدانم گناهم عاشقی باشد ولی

آب توبه برسرم ریزم توهم تطهیرکن

اشک چشمانم مگیرآخربگوتدبیرچیست

گرنمیدانی برو کم حال من اکبیر کن

**==**==**==

بشکن سد بغض

ای سکوت خفته درگلو

بگذارپرپرشوندلخته های دلتنگی

که جاخوش کرده

عمق سینه ات !

میدانی عشق شروع دلتنگی ها

وانتهای شکست است!؟

یاغرق شدی

درگرداب باورهای نابارورخود؟

که بازی گرفته احساس خامت!

بیادوباره جاری شو

چون رود

پاک کن غمهای درون

ودریاکن دلِ تنگت

s@rv

http://sherenab.com/User-28.html



پنج‌شنبه 27 آبان‌ماه سال 1395
کجا گم شوم؟

ثبت شده درتاریخ 27آبان 95 به شماره سریال درسایت شعرنو

وسایتهای : شعر ناب . شبکه های مجازی

طبابت مکن درد من را که درمان ندارد

دگرعشق مرده دراین سینه کتمان ندارد

چنان خو گرفتم به تنهایی وُکنج  خلوت

دلم  طاقت غصه وُاشک  چشمان ندارد

شکستم دگر،مست ولایعقل وُگیج وُمنگم

که بد مستی من دگر عهد وُ پیمان ندارد

دلم  تا به کی عشق وُشادی گدا یی نماید

چنین عشق بی پایه وُ بُن که پایان ندارد

کجا گم شوم دست نامردمی های دوران

که دنیای نیرنگ وُ پرکینه ایمان ندارد

به آخر رسید قصه ی تلخ وُ زخم درونم

دل افسرده  بودن دگر فکر جانان ندارد

**==**==**==**

کمی آرام پاورچین

نمیبینی دلم را

زیر پاهایت!؟

اگر له شد چه میماند برای من؟

غیرازبغض بارانی

وتندیسی بی معنا

که روح ازقالبش رفته!

بدون عشق واحساسی

 مترسک وارمیچرخدبه دورخود

بعدازآن

طلوع زندگی هم غرق میگردد

ودرحسرت بماندروزوشبهایم

کمی آهسته پابردار

بمانداین دل نازک برای تو

s@rv


پنج‌شنبه 22 مهر‌ماه سال 1395
درهفتادمین مهربی مهرم

ثبت شده درتاریخ دوشنبه 5مهرماه 1395به شماره سریال 441490درسایت شعر نو

وسایتهای : شعر ناب . شعرایران  . مجازیها هست

چه زاییدی مرامادر، ندانستی شوم خسته

ازاین دنیای بی معناکه درهایش همه بسته

نمیگفتی  ندارد این زمانه رنگ خوشبختی

هرآنچه وعده داده بادلت همیشه بشکسته

چراعمری تفهمیدی ، فریب زندگی خوردی!؟

ازاین زاییدنت مادربگو، سودی توهم بردی؟

چنان یک گوشه افتادی اسیر دردوُ بیماری

نه درمانی نه دارویی چنین امروزه افسردی

بگو روزی که زاییدی چه بلواهابه پاکردی!؟

همه گفتند پسردارد ؟ مبارک، شازده آوردی

چه هفت مهر بی مهری به دنیا آمدم مادر

برای من چه عاید بودبغیر ازفکرودلسردی

چنان در خودگره خورم زدست روزگارتو!

زپا افتاده ای اکنون ، چه شدصبرو قرارتو

دلم می سوزد ازحالت ولی درخودفروریزم

مبارک گشته میلادم ، همین شدافتخار تو؟

**==**==**

من نانوشته های یک غزلم!

فریادبیت های خسته

لم داده بربومی شکسته

مثل مستانِ نیمه شب

که درکوچه باغهای اضطراب

ازمستی ولوشده

ناله سردهند وعشق را طلب کنند

اما...

اگر بشکند قلم

فروکشد تکیه گاهم !

ازیر آوار واژه ها

خاموش میشودلبم

وشعرم ،غرق درخودم

بی عشق وبی هدف

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/441490.html

http://sherenab.com/User-28.html

shereiran.ir/site/page/39?userid=196



یکشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1395
عاشقی هم مرده

ثبت شده درتاریخ 25مرداد95 به شماره سریال 435830درسایت شعرنو

                 سایتهای : شعر ناب –  شبکه های اجتماعی

زندگی آهسته  رو تا من بجویم چاره ام

وصله ای پیدا کنم براین دوکفش پاره ام

چون مترسک ناندارم،هردوپایم خسته است

کم مراسودای رفتن کن که خود آواره ام

غم گرفته روزوشب برکودک احساس من

بد نشسته بارد یگر روی تخته تا س من

ازورق بازی دوران دست وبالم بسته شد

بخت واقبالم ببین ، بی بی  بجای آس من

شورِعشقم کم شده درعمق این دلواپسی

درهجوم خستگی ، حالت نمی پرسد کسی

عاشقی هم مرده در آغوش تب دارزمان

خوش به گلدانی که همرازش بوُدخاروخسی

**==**==**

جمعه را بغض کنم با نفرت!

که چرادرک نکرد

درحسرت عشق

ازطلوع شنبه تا پنجشتبه

چه باری بردوشم بود

تا امروز فرسوده ی راه

گوشه نشین گردم و

برعمرفنا گشته ، اندیشه کنم

کاش با خود برویم

روی سنگ فرش بی رنگ شده

درکوچه وپس کوچه ی شهر

جمعه را طی بکنم

تا فراموش شودآنچه گذشت

s@rv


جمعه 15 مرداد‌ماه سال 1395
بی رفیق

ثبت شده درتاریخ جمعه 15 مرداد95 به شماره سریال 434463درسایت شعرنو

 وسایتهای شعرناب .شعر ایران .شبکه های مجازی

آنچنان درخودگره خوردم ،خموشم بی رفیق

روزوشب میخانه رفتم، می بنوشم بی رفیق

باغزل ها خوگرفتم ، بی ردیف وقافیه

مثل کاغذپا ره گشته ، غم بدوشم بی رفیق

شعروشورم رنگ وبوی غصه وغم میدهد

نامرادی های دنیا برده هوشم بی رفیق

تاروپودازهم گسستم دست این نامردمان

باهمه دیوا نگی ها یم بکوشم بی رفیق

هرچه غم را بی جهت ازخودجداکردم نشد

مثل قمری لانه کرده پشت گوشم بی رفیق

من که درخلوتگه غم مانده زخم سینه ام

پشت پاخوردم بگوباکی بجوشم بی رفیق

**==**==**==

چقدرسخته ، مهمان قفس بودن

سوختن درخود

حتی یک نفرحالت نمی پرسد!

بگوید ، هی ، آی آدم...

مگرهیزم شدی اینگونه می سوزی!؟

نمیدانی که خاکستر شوی

مهمان باد بی امان گردی ؟

دلم گندیده چون مرداب

له له میزند سینه

ازغمهای مهتابی

گلاویزم بانامهربانیها!

که جولان میزند درسرزمین دل

کاش بودی!

تاگشایی درب این زندان

باهم پربگیریم ، فراموشم شودغربت

s@rv



یکشنبه 20 تیر‌ماه سال 1395
دل پرپرِ کاشانه کند


ثبت شده درتاریخ شنبه 19 تیر1395به شماره سریال 430723سایت شعر نو

وسایت: شعر ناب

مدتی است که از خانه نباشد خبری

نکندهیچ شدم چونکه  ندارم ثمری

خودم اینجا ، و دل پرپرِ کاشانه کند

دست وپابسته شدم ،وای ازاین بی هنری

نه زبان سخنی هست که شکوایه کنم

نه امیدی به دری هست گشاید دگری

طالع این بودعقب مانده ی ذهنی بشوم

همه خوشحال که همسایه بزا ید پسری

گرچه افسرده ودلمرده ازاین قوم شدم

شکرایزد که خدا بود برایم سپری

ماکه مهمان توهستیم وُ این این محفل گرم

ازغم وغصه دراین جمع نباشد اثری

شکر حق گویم وُبرخاک ره اش سجده کنم

تاکه او هست دگر بسته دَرِ دربه دری

**==**==**

 خواب میرانم ازچشمهایم

تابانیش قلم

تمام حوصله ام

صرف ازتونوشتن کنم

وکنارت باشم

میان بیت های عاشقانه ی شعر

کاش به آخر نمیرسیددفترشعرم

تابازهم بنویسم تورا...!

s@rv

این سروده  پس ازدیدار از(موسسه خیریه توانبخشی ونگهداری معلولین ذهنی تلاش شیراز ) نوشته شده .جایی که درآن عشق ،عاطفه ، محبت ، صفا وصمیمیت حاکم است .عزیزانی که هرچه کنارشان بنشینید احساس غربت وخستگی نمیکنیدغیر ازدلتنگی

http://shereno.com/5531/42451/430723.html

http://sherenab.com/Pages-View-48521.html


یکشنبه 6 تیر‌ماه سال 1395
نفرین عالم !


ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 26 خرداد1395 به شماره سریال427149 درسایت شعرنو

سایت : شعرناب – شبکه های اجتماعی

برای که گریه کنم  خاتون !؟

وقتی پشت سرمیخندند

براشکهایت...!

دیگرشورنمیزنددلم خاتون !

حتی برای خودم

من هم میخندم !

به بدبختی همسایه ی دیوار به دیوارمان

که دست فروشی میکندشبها

کنار باغچه ی خیابان

تنها تصویر آرزوهایش

سیرکردن شکم گرسنه ی کودک اش!

 ومن اضافه غذایم

به سطل خاکروبه  میدهم

بگذارنفرین عالم

دامنگیر قلب سنگم شود خاتون!

**==**==**

 دراین سلول بی پیکر دلی همرازمیخواهم

گر آزادم ازاین زندان ،قفس را باز میخواهم

فراموشم شده پای دویدن نیست همراهم

برای پر کشیدن من پرِ پرواز میخواهم

دگر از بوق ُ وکرنای جدال وُ جنگ بیزارم

شبِ شوروُ نشاط  وُ نغمه وُ آوازمیخواهم

برای عشق ورزیدن به این دنیای بی حاصل

کجا جویم ؟ رفیق یک دل وُ همراز میخواهم

جزای عشق گرمرگ است بجای چوب اعدامم

درخت خوش قدو رعنا چوسروناز میخواهم

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/427149.html


دوشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1395
بوی غربت میدهداینجا!


ثبت شده درتاریخ جمعه 31اردبیهشت 1395 به شماره سریال423291 درسایت شعرنو

سایتهای : شعرناب وشبکه های اجتماعی

همچو زندانی دراین غربت گرفتارم رفیق

کوه دردی ازغم وغصه به سردارم رفیق

روز و شب غمها انیس درد پنهانم شدند

بی قرارم سر به  دامان که بگذارم رفیق

گفته بودی راه ورسم عاشقی دل دادن است

این تنور دل به دستان که  بسپارم رفیق

آرزو کردم به  مستی روکنم بی غم شوم

می نمی گیرد مرا همیشه هشیارم رفیق

خسته ازدردم ولی خوابی نمی آید به چشم

من که با این غصه هاهمیشه بیدارم رفیق

بوی غربت میدهد اینجا چویک بیگانه ام

میروم از پیشتان وقتی که سربارم رفیق

**==**==**==**==**

دراعماق شبهای تنهایی

دیوار سکوت اسارت

میخراشدحجم سنگین فریادخفته ی من

می هراسم ازطلوع بی توبودن

ردِ پای زخم غربت

نقش میبندد برقامت ضعیف من

تکیه میزنم برسایه ی بی روحم

تا نیفتدازپا ، این قامت سست

گاه نقاشی میکنم درذهن

احساس حزین غم

وتنوردل همچنان

بایا دتو میسوزد

s@rv


دوشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1395
تخت بیمار ی ودرد!

ثبت شده درتاریخ شنبه 4 اردیبهشت ماه 95 به شماره سریال 419208درسایت شعر نو

 وشبکه های مجازی

میروم درکوچه ی مسلوب فکر

تاکه خودپیداکنم !

گه گاه گم میشوم در تنگی راه نفَس

چون که هست پر پیچ وخم

حال خوابیدم روی تخت بیماری ودرد !

باپیکری افتاده ازپا بی رمق !

قطره قطره میچکد ازیک سِرُم بالای سر

داخل این جسم فرتوت وضعیف

آن طرف فریادبیماری دگر

میخراشدعمق بطن سینه ام

زیرچشمی هم پرستارم نگاهی میکند

تا بفهمد لحظه لحظه حال من !

گاه با دستان بی حس میکشم

 جای زخمی را که دکتروصله کرد

تابیرون کنداین لخته های خون ازرگهای من

درخودم گیجم ولیکن پشت در

همرهان پچ پچ کنندو شادوخندانند همه !

مثل اینکه کودکی زاییده شد!

یاعروسی آمدند!

غافلندازحال بی احوال من

چون طبیبم زخم روی سینه را ترمیم کرد

لیک دردِ داخل دل همچنان بی مرهم است!

s@rv



یکشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1395
کجایی رفیق !؟

ثبت شده درسایتها : شعر نو – شعر ناب – شعر ایران – شعر 2

وبلاگ سرو نازومجازیها

دگرکهنه شدزخم حالم ، کجایی رفیق

نگفتی توازبخت وفالم ، کجایی رفیق

دلم مثل شیشه ترک خورده ازرفتنت

نفس رفته وُ پرملالم ، کجایی رفیق

شدم مرغ عشقی که تنها شدم درقفس

شکسته شده کتف وبالم ، کجایی رفیق

گذشته دگر فصل شادابی وُ شور من

به آخر رسید سن وسالم ، کجایی رفیق

چنان خوگرفتم به غمها من ازدوریت

صدامرده درسینه ، لالم ، کجایی رفیق

بیا تا دوباره ره عاشقی طی کنیم

نباشی چو انگور کالم ، کجایی رفیق!؟

**==**==**==

وقت رفتن دل من جای بده

گوشه ای درچمدان !

به مکانی ببر دنج که دنباشد غمها

اینجا مردمش دل شکنند!

هیچ کس نیست دراین بیغوله

آرام کند

دردانبوه شده گوشه ی دل !

نخ نما گشته دگر

ودرون قفس سینه چنان فرسوده

که دگر نای پریدن نباشد هنرش

وقت رفتن فراموش مکن

دزدکی جای بده ؟

s@rv

http://shereno.com/post-28714.html


دوشنبه 2 فروردین‌ماه سال 1395
صبرکن

ثبت شده درسایتهای ادبی شعرنو – شعرناب – شعر ایران – شعر2

وشبکه های مجازی

صبرکن شایددوباره غم رودازخانه ام

درد برچیند کمی ازاین دل دیوانه ام

بازبگشایم درمیخانه های شوروعشق

پرکنم با شهدعشقت بازهم پیمانه ام

صبرکن تا باردیگر مست وُ شیدایی کنیم

بی خیال ازدردوغم درشهررسوایی کنیم

کیست داندغیرما این رازبی درمان عشق

تا کجا با خاطرات تلخ همراهی کنیم !؟

وقت رفتن نیست اکنون دیده ام گریان مکن

این سرای شورومستی باز بی سامان مکن

صبرکن باهم فراری میشویم ازاین قفس

غصه وغم دورکن ، درسینه ام پنهان مکن

**==**==**==**

قدیما کنارهم توجنگلا

عاشقونه خنده هاسرمیدادیم!

صدای شادی ماپرشده بودتوسبزه زار

همه جا شوروشعف ، قهقه گلها اون طرف

وقتی بارون میبارید

زیرچترکودکی خیس میشدیم

حالارفته اون روزای خاطره!

هردومون تنها شدیم

توکنارپنجره نگاه به دیروز میکنی

منم آوراه شدم توکوچه وپس کوچه ها

دنبال فردای خودم!

بیا یکبار دیگه

بشکنیم غصه وغم

کاشکی دوباره بارون میبارید!

من وتوباهم باشیم

s@rv

http://www.shereno.com/profile.php?uid=5491

www.sherenab.com

www.shere2.com


پنج‌شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1394
نشداومرهم دردم – - قهوه ی تلخ

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 21بهمن1394 شماره سریال 408752 درسایت شعر نو

وسایتهای : شعر ناب .شعر2 .لاین .اینستوگرام .تانگو

ملامت میکنی من را چرا ازعشق توسیرم

نمیدانی تو ،مجنونم !شکسته دل زمینگیرم؟

بسان شمعِ بی نورم به پای خود فرو ریزم

نشسته موسم  پیری براین سیمای اکبیرم

نگاهم خسته ازغمها به غیرازشب نمی بیند

که درآینه ی روزم  پریشان نقش تصویرم

اسیرموج ِطوفانم دراین دریای بی ساحل

شکسته زورقی گشتم که درگرداب آن گیرم

طراوت رفته ازتارم شکسته زخمه یِ سازم

نمیدانم چرا غرقم میان بخت وتقد یرم

سبوکردم شراب دبش که شایدکهنه ترگردد

نشداومرهم دردم ، نبودش رنگ اکسیرم

******

بیا بگشا کمی زندان قلبت را

ویک فنجان ، قهوه ی تلخ

مراامشب تومهمان کن

ودرآغوش لبخندت فراموشم بده

چشمان خیس وبیقرارِمن

تومیدانی ؟

من محکوم گردیدم به عشق تو!

ودریک بامدادبی تفاوت

به جرم عاشقی

احساس من مصلوب میگردد!

ودرعمق وجودت دفن خواهدشد

پس بیا یک امشب دیگر

مراسیراب کن

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/408752.html

1 2 3 4 5 ... 10 >>
شمع ایم وکارما فقط سوختن است درسینه خود شعله برافروختن است پروانه نباشیم که گردشمع پروازکنیم درس عاشقی به غیر آموختن است
کریم لقمانی

دیگرنوشته های من