X
تبلیغات
رایتل
سروناز

ابزار وبمستر

به سروناز خوش آمدید. کلیه اشعار متعلق به نویسنده آن می باشد و کپی از آن در سایت یا وب لاگ با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

WELCOM TO:SARVENAZ.BLOGSKY.COM

ماشمع مرده ایم درگور عشق خود


پروانه نیستیم که هرسوگذرکنیم

جدیدترین مطالب
لینک دوستان

ثبت شده درتاریخ 30شهریور96 به شماره سریال481805 درسایت شعرنو

وسایتهای ادبی : شعرناب . شعر ایران واینستاگرام

میروم شهردگر ، گرچه دلم گیرِ توبود

گفتی این غصه وغم ، آفت وتقدیرتوبود

آتش افتاده بجانم که بسوزم شب وروز

شعله ورگشتن این عاشقی تقصیرتوبود

من واین حال پریشان به کجا روبکنم

توکه دانی دل من درغُل وُ زنجیرتوبود

درگلوخفته سکوتم مثل مجنون شده ام

اینکه دیوانه شدم ، حاصل تدبیر تو بود

به که گویم که چنین پیروُخراباتی شدم

چون اسارت بگرفتی دل وتسخیرتوبود

میروم تا که رهاگردم ازاین عشق دروغ

ذهن من پُرشده ازقامت وتصویر تو بود

**==**==**==**==**

باز افکارشبانه لخته کرده

باهجوم یک سکوت تلخ

وفانوسی که پت پت میکندهرشب

درفراز سقف

گرفته شوروحالم را!

صدای تاروتنبورخزان

بربرگهای خشک وبی احساس

که میرقصند با این ساز پاییزی

میان کوچه باغ خاطراتم

مرادرحسرت لبخندافسرده!

دوباره انتظارم پشت درمانده

کنارپنجره ماتم گرفته دیده گان من

صدای سایه ی پایت مرا آرام میدارد

بیا یک باردیگر شورشعرم باش

کمی بگذارسربرشانه هایم

تاآرام گیرد بی توبودنها

s@rv

http://shereno.com/5531/56542/481805.html

[ شنبه 1 مهر‌ماه سال 1396 ] [ 11:56 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ 12 شهریور96 به شماره سریال480121 درسایت شعرنو

اینستاگرام  وچندسایت ادبی دیگر

برای عشق ُو شیدایی ، دلی دیوانه  میخواهد

دمادم غصه خوردن گوشه ی میخانه میخواهد

حذر کردم ازاین عاشق شدنها گم شدم درخود

بجای عاشقی این دل می و پیمانه میخواهد

نه دل دارم ، نه دلداری ، که راه دلبری دانم

که هرشمعی برای روشنی پروانه میخواهد

محبتهای پوشالی ، تهی ازعشق وسرمستی

دلی وقتی شکسته ، همدمی جانانه میخواهد

هوای شعر وُ شوروُ شاعری افسرده گردیده

به دنبال چه باشد گوشه ای درخانه میخواهد

کبوتر درقفس کردن چه آسان است وُ میدانی

که در زندان برای زنده ماندن دانه میخواهد

**==**==**==**

نمیخواهم واژه های مرده باشم

درشعر...

وقافیه های نکبت بار اندوه !

که مشامش خالی ازعشق

وتصویرش بوی نا میدهد!

مثل قاب عکسهای شکسته

وعبوس قیافه های رنگ وروباخته

ازدوران بربریت !

بیا ردیف شعرم باش

تا دوباره بیابم

شادیهای به یغما رفته

که پژمرده دربیتها

وغزلم دبش تراز لِرد شراب

s@rv

http://shereno.com/5531/56542/480121.html

 

[ یکشنبه 12 شهریور‌ماه سال 1396 ] [ 02:59 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ 8شهریور96 به شماره سریال درسایت شعرنو

رفتم ازپیشت دگر اصرار میخواهد  چرا

این دل افسرده ام  دلدار میخواهد چرا

خسته ام ازخویشتن آلوده ام بادردعشق

کم نصیحت کن دگرگفتار میخواهدچرا

سازرسوایی من درشهرغوغا میکند

چونکه محکومم ،دگراقرارمیخواهد چرا

سربه دامان که بگذارم مرا مرهم شود

عاشق مرده ، طناب دارمیخواهد چرا

عدل وانصافت کجا،یکبارمن عاشق شدم

کشتن من این همه تکرار میخواهدچرا

واپسین لحظه بیا آغوش گیر این پیکرم

من که رفتم زندگی سربار میخواهد چرا

s@rv

باسپاس فراوان ازهمسر گرامم درهمکاری ویرایش این شعر


[ چهارشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1396 ] [ 10:00 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ 9 مرداد96 درسایت شعر نو

اینستا گرام

شب است وگرفته دوباره خیال خواب مرا

شبیه عاشق دل خسته  ، میدهد تاب مرا

نگاه هرزه ی دیوار،چوبغض چشم حسود

خمودِ  حال وُهوا ،  گرفته  التهاب  مرا

هوس به میکده دارم، دوجام دبش شراب

چگونه بنوشم می ، که میکند خراب مرا

چنان نفس بریده  ،  رمق گرفته ازجانم

خسته زخودشدم ، برده توانِ شتاب مرا

دوباره انتظار نشستم  ،  که درگشاید او

ولی سکوت پنجره  ،  میدهد عذاب مرا

**==**==**==**

گاهی گم میشوم میان تو

اما چه باک

به دریا زدم دلم!

چون با بلمی بی بادبان

عمریست غرقم درخلوت خود

باورنمیکنی مرا

چه سان لنگ میزند دلم !؟

بسکه دراین کوره راه

دنبالت دویده است!

اکنون چو قایقی شکسته

درساحلی که کویر است پشت آن

ناکام به گِل نشسته

بیچاره دل !

وارفته پشت طوفان ردپای عشق

s@rv

shereno.com/profile.php?id=5531

 

[ دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1396 ] [ 02:23 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ 1مرداد96 به شماره سریال  درسایت شعرنو

واینستا گرام

برزخم من بریز ازآن خُم شراب

چون گم شدم دگر درعمق این سراب

پرکن دوباره جام بیخود زخودشوم

تامست می شوم حالم شود خراب

ماراچه حاجت است عاقل شویم دگر

وقتی دراین دیار بودیم همیشه خواب

حاصل چگونه شد مااین چنین شدیم

عمری گذشت ورفت دیگر زما شباب

خودکرده ام چنین ، مهرووفا یشان

مُزدم همین شده !غم،غصه وعذاب

درآن شب سیاه کاش نطفه مرده بود !

مادرچه زاده ای  با آن همه شتاب!؟

خوش بودت آن شبی،باشورِعاشقی

باعشق ویک هوس، کردی مرا کباب

مطرب نشسته ای برمن تو بنگری ؟

با زخمه ات  بزن ،  بر قامتِ رباب  !

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5531


[ یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1396 ] [ 01:03 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ 18تیر96 به شماره 474244سریال درسایت شعرنو

واینستاگرام

زندگی خندیدن تو مثل اشک گونه است

آنکه باورمیکند  خندیدنت دیونه است

حال واحوالی ندارم با تو همبازی شوم

عشق تو دیگر برایم مثل یک بیگونه است

روی دل پا میگذاری، ازشکستن غافلی

غم نشاندی روی غمهایم مگرهمبونه است

ردی ازشادی نمی  بینم کنار دست تو

هرکجا پا میگذارم مثل یک غمخونه است

زندگی کی میشودباما کمی یاری کنی !؟

کارهر روزو شبم ازدست تو ویرونه است

من سیه پوش وفاتِ مادرم ، شادی مکن

غم تلمبار روی سینه،دردل وکاشونه است

من تکیدم درخودم بعداز وداع مادرم

مضطرب شد لعنتی دل ،غصه بارِشونه است

s@rv

http://shereno.com/5531/56542/474244.html

 

[ یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1396 ] [ 11:15 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ 30 تیرماه 96 یه شماره سریال475534 درسایت شعرنو

اینستا گرام

شبم را به روزم رسانم وروزم به شب

چه میشد ببینم که غم مرده یا کرده تب

چرا این بهاران خزان وزمستان شده

نه شورو نه حالی دراین شهرویران شده

دل آکنده گشته ازاین غصه و دردو غم

بلا و مصیبت دراین شهر شده پشت هم

نه عشقی نه عاشق نه دلدار نه دل داده ای

کلون گشته میخانه ، نی مستی وباده ای

خیابان پرازخالی ، بی روح وبی آدمی

نه شعرو شرابی که بردل شود مرهمی

غمستان شده کوچه هاعاشقی مرده است

دل ازدست این فاسقان غم افسرده است

**==**==**==**

بیا بگذار سربه دامانم

کمی آرام گیرد لخته های بخت ویرانم

چنگ اندازم به موهایت

نوازش میکنم رویت

تاجولان زنیم با خاطرات هم

برای تو روایت گویم ازدیروز

آن سردرگمی ها ، بی تو بودنها !

وآن غمهای پنهانی

ازامروزت که چون رویا نشستی درکنار من !

وازفردا که مانده روی دستانم !

چونکه میدانم

میان این نوازشها ، خوابت میبرد

هرگزنمی فهمی

تلمباراست سکوت غصه برسینه

ومن درابتدای قصه ی دیروز

میمانم درونِ خود

s@rv

http://shereno.com/5531/56542/475534.html
[ جمعه 30 تیر‌ماه سال 1396 ] [ 07:38 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت درتاریخ 8/4/96به شماره سریال   473204درسایت شعر نو

ودراینستا گرام

عزیز دل کجا دانی توحال زاریعنی چه

چنان شادی نمیدانی دل بیماریعنی چه

شکستم آیینه کمتر ببیند رنگ رخسارم

مگر آیینه  میفهمد تن  تبدار یعنی چه

اسیرم کرددام تو، فقط زاری شده کارم

بکن توبه مگوبرمن که استغفاریعنی چه

بیا بنگر،به جرم عاشقی اعدام محکومم

توازحالم چه میدانی طناب دار یعنی چه

بروکمتربکن زاری ، گدشته فصل طنازی

پس ازمرگم شدی مرهم مراتیمار یعنی چه

قبای  ترمه برتن کن سیاهی بدشگون باشد

بریدی آس دل ،  دیگر فراق یار یعنی چه

**==**==**==**

گم شدم درپیچ وخم فاصله های ممتد

که میروندتا ناکجا آباد بی دروپیکر

وغرقم دربرکه ی ناهنجار تخیلات!

آنجا که فریادعشق

جاخوش کرده درسراب آرزوها!

ودل همچنان سیه کهنه قبا برتن

درعزای زخمهای چرکین روح

غلغلک میدهدمرا

کدام سو گشودم سجاده ی اقبال؟

برکدام تربت سجده کردم؟

که نشد برایم هیچ دلی

حاجت روا!

اکنون ذهن آشفته ، بازارمکاره

اما نیست خریداراین احساس مضطرب

که جاخوش کرده

پشت لبخند خیس گونه ها

s@rv

http://shereno.com/5531/56542/473204.html

 

 

[ شنبه 10 تیر‌ماه سال 1396 ] [ 12:57 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایت شعرنو

وسایتهای : شعرناب - شعر ایران - اینستاگرام

در این شب سکوت وغم  دلم توراهوا کند

نشسته گوشه ای کمین فقط تورا صداکند

بیا کبوترت ببین  به  بام تو  نشسته است

بغیرِ  تو  که  میتوان  مرا  به  لانه جا کند

چنان  ز  درد  عاشقی  اسیر  میکده  شدم

ولی کجا کسی چنین  کمک  به  بینوا  کند

دوای درد عشق من فقط دو بوسه میشود

پزشک حاذقم  توئی که  میتوان شفا  کند

چوسجد میروم چنان دعا کنم خدای خود

بگو  طبیب دل مرا  به  بوسه ای  دوا کند

فقط شبی اگرچنین به سینه جا دهی مرا

اسیر وُ  برده  میشوم  تب از تنم  رها  کند

s@rv

shereno.com/5531/42451/464647.html







[ دوشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1396 ] [ 10:56 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ 19 دیماه 95 به شماره سریال درسایت شعر نو

 وشبکه های مجازی

مگوعاشق شدی برمن،دگرتکرارکمتر کن

مرا دیوانه کردی تو، دگر انکار کمترکن

دلم را بخیه کردم تا کمی آرام گیرد او

نمیخواهد طبیب من شوی ، بیمارکمترکن

نفس درسینه خشکیده قدم مگذاربرقلبم

بکُش دل راتویکباره، چنین بردارکمترکن

چه لدت میبری ازدردمیسوزم درون خود

دلم رادرقفس کردی ،دگرخونبارکمترکن

کجای عشق بودی تو،ندانی مرده احساست

مگرپوسیده ذهن تو، چنین گفتار کمتر کن

چراباورنداری کُشت عشقت این دل رسوا

برای ماندنم دیراست، برواصرارکمتر کن

**==**==**

گاه دیوانه شوم

دروادی یک بیت

که باید، ازامواج چشم تونوشت!

امامیترسم خیس کند

باران نگاهم واژه های قلمی

که میخواهد بنویسد تورا !

گاهی میشکندلبخندم

غلغل کند بغض دلم

ومهصورشودنیش قلم

تاکی پرسه زنم درشعرم !؟

بیطاقت وبی تاب شدم!

کاش میشدکمی باز کنم پنجره را

تاببینم جای پاهای بجا مانده ی تو

روی نمناکی کوچه ی دل

تابه پایان برسانم غزلم

s@rv

Shereno.com/profile.php?id=5531

 


[ یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1395 ] [ 02:13 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ 2/9/95 درسایتهای

 شعر نو – شعرناب – شعرایران  و شبکه های اجتماعی

زندگی ترمز بریدم یا مرا تعمیرکن

یا مشین درددرونم را توهم تفسیرکن

سرنوشتم رابدست عشق دادم اوشکست

بیش ازاین رنجم مده آنراکمی تغیرکن

خسته ازعشقم نیازم رفتن رمال نیست

فال من نکبت گرفته اندکی تعبیرکن

خوب میدانم گناهم عاشقی باشد ولی

آب توبه برسرم ریزم توهم تطهیرکن

اشک چشمانم مگیرآخربگوتدبیرچیست

گرنمیدانی برو کم حال من اکبیر کن

**==**==**==

بشکن سد بغض

ای سکوت خفته درگلو

بگذارپرپرشوندلخته های دلتنگی

که جاخوش کرده

عمق سینه ات !

میدانی عشق شروع دلتنگی ها

وانتهای شکست است!؟

یاغرق شدی

درگرداب باورهای نابارورخود؟

که بازی گرفته احساس خامت!

بیادوباره جاری شو

چون رود

پاک کن غمهای درون

ودریاکن دلِ تنگت

s@rv

http://sherenab.com/User-28.html


[ سه‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1395 ] [ 11:07 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ 27آبان 95 به شماره سریال درسایت شعرنو

وسایتهای : شعر ناب . شبکه های مجازی

طبابت مکن درد من را که درمان ندارد

دگرعشق مرده دراین سینه کتمان ندارد

چنان خو گرفتم به تنهایی وُکنج  خلوت

دلم  طاقت غصه وُاشک  چشمان ندارد

شکستم دگر،مست ولایعقل وُگیج وُمنگم

که بد مستی من دگر عهد وُ پیمان ندارد

دلم  تا به کی عشق وُشادی گدا یی نماید

چنین عشق بی پایه وُ بُن که پایان ندارد

کجا گم شوم دست نامردمی های دوران

که دنیای نیرنگ وُ پرکینه ایمان ندارد

به آخر رسید قصه ی تلخ وُ زخم درونم

دل افسرده  بودن دگر فکر جانان ندارد

**==**==**==**

کمی آرام پاورچین

نمیبینی دلم را

زیر پاهایت!؟

اگر له شد چه میماند برای من؟

غیرازبغض بارانی

وتندیسی بی معنا

که روح ازقالبش رفته!

بدون عشق واحساسی

 مترسک وارمیچرخدبه دورخود

بعدازآن

طلوع زندگی هم غرق میگردد

ودرحسرت بماندروزوشبهایم

کمی آهسته پابردار

بمانداین دل نازک برای تو

s@rv

[ پنج‌شنبه 27 آبان‌ماه سال 1395 ] [ 11:36 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ دوشنبه 5مهرماه 1395به شماره سریال 441490درسایت شعر نو

وسایتهای : شعر ناب . شعرایران  . مجازیها هست

چه زاییدی مرامادر، ندانستی شوم خسته

ازاین دنیای بی معناکه درهایش همه بسته

نمیگفتی  ندارد این زمانه رنگ خوشبختی

هرآنچه وعده داده بادلت همیشه بشکسته

چراعمری تفهمیدی ، فریب زندگی خوردی!؟

ازاین زاییدنت مادربگو، سودی توهم بردی؟

چنان یک گوشه افتادی اسیر دردوُ بیماری

نه درمانی نه دارویی چنین امروزه افسردی

بگو روزی که زاییدی چه بلواهابه پاکردی!؟

همه گفتند پسردارد ؟ مبارک، شازده آوردی

چه هفت مهر بی مهری به دنیا آمدم مادر

برای من چه عاید بودبغیر ازفکرودلسردی

چنان در خودگره خورم زدست روزگارتو!

زپا افتاده ای اکنون ، چه شدصبرو قرارتو

دلم می سوزد ازحالت ولی درخودفروریزم

مبارک گشته میلادم ، همین شدافتخار تو؟

**==**==**

من نانوشته های یک غزلم!

فریادبیت های خسته

لم داده بربومی شکسته

مثل مستانِ نیمه شب

که درکوچه باغهای اضطراب

ازمستی ولوشده

ناله سردهند وعشق را طلب کنند

اما...

اگر بشکند قلم

فروکشد تکیه گاهم !

ازیر آوار واژه ها

خاموش میشودلبم

وشعرم ،غرق درخودم

بی عشق وبی هدف

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/441490.html

http://sherenab.com/User-28.html

shereiran.ir/site/page/39?userid=196


[ پنج‌شنبه 22 مهر‌ماه سال 1395 ] [ 12:09 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ 25مرداد95 به شماره سریال 435830درسایت شعرنو

                 سایتهای : شعر ناب –  شبکه های اجتماعی

زندگی آهسته  رو تا من بجویم چاره ام

وصله ای پیدا کنم براین دوکفش پاره ام

چون مترسک ناندارم،هردوپایم خسته است

کم مراسودای رفتن کن که خود آواره ام

غم گرفته روزوشب برکودک احساس من

بد نشسته بارد یگر روی تخته تا س من

ازورق بازی دوران دست وبالم بسته شد

بخت واقبالم ببین ، بی بی  بجای آس من

شورِعشقم کم شده درعمق این دلواپسی

درهجوم خستگی ، حالت نمی پرسد کسی

عاشقی هم مرده در آغوش تب دارزمان

خوش به گلدانی که همرازش بوُدخاروخسی

**==**==**

جمعه را بغض کنم با نفرت!

که چرادرک نکرد

درحسرت عشق

ازطلوع شنبه تا پنجشتبه

چه باری بردوشم بود

تا امروز فرسوده ی راه

گوشه نشین گردم و

برعمرفنا گشته ، اندیشه کنم

کاش با خود برویم

روی سنگ فرش بی رنگ شده

درکوچه وپس کوچه ی شهر

جمعه را طی بکنم

تا فراموش شودآنچه گذشت

s@rv

[ یکشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1395 ] [ 08:38 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ جمعه 15 مرداد95 به شماره سریال 434463درسایت شعرنو

 وسایتهای شعرناب .شعر ایران .شبکه های مجازی

آنچنان درخودگره خوردم ،خموشم بی رفیق

روزوشب میخانه رفتم، می بنوشم بی رفیق

باغزل ها خوگرفتم ، بی ردیف وقافیه

مثل کاغذپا ره گشته ، غم بدوشم بی رفیق

شعروشورم رنگ وبوی غصه وغم میدهد

نامرادی های دنیا برده هوشم بی رفیق

تاروپودازهم گسستم دست این نامردمان

باهمه دیوا نگی ها یم بکوشم بی رفیق

هرچه غم را بی جهت ازخودجداکردم نشد

مثل قمری لانه کرده پشت گوشم بی رفیق

من که درخلوتگه غم مانده زخم سینه ام

پشت پاخوردم بگوباکی بجوشم بی رفیق

**==**==**==

چقدرسخته ، مهمان قفس بودن

سوختن درخود

حتی یک نفرحالت نمی پرسد!

بگوید ، هی ، آی آدم...

مگرهیزم شدی اینگونه می سوزی!؟

نمیدانی که خاکستر شوی

مهمان باد بی امان گردی ؟

دلم گندیده چون مرداب

له له میزند سینه

ازغمهای مهتابی

گلاویزم بانامهربانیها!

که جولان میزند درسرزمین دل

کاش بودی!

تاگشایی درب این زندان

باهم پربگیریم ، فراموشم شودغربت

s@rv


[ جمعه 15 مرداد‌ماه سال 1395 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ شنبه 19 تیر1395به شماره سریال 430723سایت شعر نو

وسایت: شعر ناب

مدتی است که از خانه نباشد خبری

نکندهیچ شدم چونکه  ندارم ثمری

خودم اینجا ، و دل پرپرِ کاشانه کند

دست وپابسته شدم ،وای ازاین بی هنری

نه زبان سخنی هست که شکوایه کنم

نه امیدی به دری هست گشاید دگری

طالع این بودعقب مانده ی ذهنی بشوم

همه خوشحال که همسایه بزا ید پسری

گرچه افسرده ودلمرده ازاین قوم شدم

شکرایزد که خدا بود برایم سپری

ماکه مهمان توهستیم وُ این این محفل گرم

ازغم وغصه دراین جمع نباشد اثری

شکر حق گویم وُبرخاک ره اش سجده کنم

تاکه او هست دگر بسته دَرِ دربه دری

**==**==**

 خواب میرانم ازچشمهایم

تابانیش قلم

تمام حوصله ام

صرف ازتونوشتن کنم

وکنارت باشم

میان بیت های عاشقانه ی شعر

کاش به آخر نمیرسیددفترشعرم

تابازهم بنویسم تورا...!

s@rv

این سروده  پس ازدیدار از(موسسه خیریه توانبخشی ونگهداری معلولین ذهنی تلاش شیراز ) نوشته شده .جایی که درآن عشق ،عاطفه ، محبت ، صفا وصمیمیت حاکم است .عزیزانی که هرچه کنارشان بنشینید احساس غربت وخستگی نمیکنیدغیر ازدلتنگی

http://shereno.com/5531/42451/430723.html

http://sherenab.com/Pages-View-48521.html

[ یکشنبه 20 تیر‌ماه سال 1395 ] [ 08:43 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 26 خرداد1395 به شماره سریال427149 درسایت شعرنو

سایت : شعرناب – شبکه های اجتماعی

برای که گریه کنم  خاتون !؟

وقتی پشت سرمیخندند

براشکهایت...!

دیگرشورنمیزنددلم خاتون !

حتی برای خودم

من هم میخندم !

به بدبختی همسایه ی دیوار به دیوارمان

که دست فروشی میکندشبها

کنار باغچه ی خیابان

تنها تصویر آرزوهایش

سیرکردن شکم گرسنه ی کودک اش!

 ومن اضافه غذایم

به سطل خاکروبه  میدهم

بگذارنفرین عالم

دامنگیر قلب سنگم شود خاتون!

**==**==**

 دراین سلول بی پیکر دلی همرازمیخواهم

گر آزادم ازاین زندان ،قفس را باز میخواهم

فراموشم شده پای دویدن نیست همراهم

برای پر کشیدن من پرِ پرواز میخواهم

دگر از بوق ُ وکرنای جدال وُ جنگ بیزارم

شبِ شوروُ نشاط  وُ نغمه وُ آوازمیخواهم

برای عشق ورزیدن به این دنیای بی حاصل

کجا جویم ؟ رفیق یک دل وُ همراز میخواهم

جزای عشق گرمرگ است بجای چوب اعدامم

درخت خوش قدو رعنا چوسروناز میخواهم

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/427149.html

[ یکشنبه 6 تیر‌ماه سال 1395 ] [ 08:22 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ جمعه 31اردبیهشت 1395 به شماره سریال423291 درسایت شعرنو

سایتهای : شعرناب وشبکه های اجتماعی

همچو زندانی دراین غربت گرفتارم رفیق

کوه دردی ازغم وغصه به سردارم رفیق

روز و شب غمها انیس درد پنهانم شدند

بی قرارم سر به  دامان که بگذارم رفیق

گفته بودی راه ورسم عاشقی دل دادن است

این تنور دل به دستان که  بسپارم رفیق

آرزو کردم به  مستی روکنم بی غم شوم

می نمی گیرد مرا همیشه هشیارم رفیق

خسته ازدردم ولی خوابی نمی آید به چشم

من که با این غصه هاهمیشه بیدارم رفیق

بوی غربت میدهد اینجا چویک بیگانه ام

میروم از پیشتان وقتی که سربارم رفیق

**==**==**==**==**

دراعماق شبهای تنهایی

دیوار سکوت اسارت

میخراشدحجم سنگین فریادخفته ی من

می هراسم ازطلوع بی توبودن

ردِ پای زخم غربت

نقش میبندد برقامت ضعیف من

تکیه میزنم برسایه ی بی روحم

تا نیفتدازپا ، این قامت سست

گاه نقاشی میکنم درذهن

احساس حزین غم

وتنوردل همچنان

بایا دتو میسوزد

s@rv

[ دوشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1395 ] [ 03:23 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ شنبه 4 اردیبهشت ماه 95 به شماره سریال 419208درسایت شعر نو

 وشبکه های مجازی

میروم درکوچه ی مسلوب فکر

تاکه خودپیداکنم !

گه گاه گم میشوم در تنگی راه نفَس

چون که هست پر پیچ وخم

حال خوابیدم روی تخت بیماری ودرد !

باپیکری افتاده ازپا بی رمق !

قطره قطره میچکد ازیک سِرُم بالای سر

داخل این جسم فرتوت وضعیف

آن طرف فریادبیماری دگر

میخراشدعمق بطن سینه ام

زیرچشمی هم پرستارم نگاهی میکند

تا بفهمد لحظه لحظه حال من !

گاه با دستان بی حس میکشم

 جای زخمی را که دکتروصله کرد

تابیرون کنداین لخته های خون ازرگهای من

درخودم گیجم ولیکن پشت در

همرهان پچ پچ کنندو شادوخندانند همه !

مثل اینکه کودکی زاییده شد!

یاعروسی آمدند!

غافلندازحال بی احوال من

چون طبیبم زخم روی سینه را ترمیم کرد

لیک دردِ داخل دل همچنان بی مرهم است!

s@rv


[ دوشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ] [ 01:14 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتها : شعر نو – شعر ناب – شعر ایران – شعر 2

وبلاگ سرو نازومجازیها

دگرکهنه شدزخم حالم ، کجایی رفیق

نگفتی توازبخت وفالم ، کجایی رفیق

دلم مثل شیشه ترک خورده ازرفتنت

نفس رفته وُ پرملالم ، کجایی رفیق

شدم مرغ عشقی که تنها شدم درقفس

شکسته شده کتف وبالم ، کجایی رفیق

گذشته دگر فصل شادابی وُ شور من

به آخر رسید سن وسالم ، کجایی رفیق

چنان خوگرفتم به غمها من ازدوریت

صدامرده درسینه ، لالم ، کجایی رفیق

بیا تا دوباره ره عاشقی طی کنیم

نباشی چو انگور کالم ، کجایی رفیق!؟

**==**==**==

وقت رفتن دل من جای بده

گوشه ای درچمدان !

به مکانی ببر دنج که دنباشد غمها

اینجا مردمش دل شکنند!

هیچ کس نیست دراین بیغوله

آرام کند

دردانبوه شده گوشه ی دل !

نخ نما گشته دگر

ودرون قفس سینه چنان فرسوده

که دگر نای پریدن نباشد هنرش

وقت رفتن فراموش مکن

دزدکی جای بده ؟

s@rv

http://shereno.com/post-28714.html

[ یکشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1395 ] [ 08:21 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای ادبی شعرنو – شعرناب – شعر ایران – شعر2

وشبکه های مجازی

صبرکن شایددوباره غم رودازخانه ام

درد برچیند کمی ازاین دل دیوانه ام

بازبگشایم درمیخانه های شوروعشق

پرکنم با شهدعشقت بازهم پیمانه ام

صبرکن تا باردیگر مست وُ شیدایی کنیم

بی خیال ازدردوغم درشهررسوایی کنیم

کیست داندغیرما این رازبی درمان عشق

تا کجا با خاطرات تلخ همراهی کنیم !؟

وقت رفتن نیست اکنون دیده ام گریان مکن

این سرای شورومستی باز بی سامان مکن

صبرکن باهم فراری میشویم ازاین قفس

غصه وغم دورکن ، درسینه ام پنهان مکن

**==**==**==**

قدیما کنارهم توجنگلا

عاشقونه خنده هاسرمیدادیم!

صدای شادی ماپرشده بودتوسبزه زار

همه جا شوروشعف ، قهقه گلها اون طرف

وقتی بارون میبارید

زیرچترکودکی خیس میشدیم

حالارفته اون روزای خاطره!

هردومون تنها شدیم

توکنارپنجره نگاه به دیروز میکنی

منم آوراه شدم توکوچه وپس کوچه ها

دنبال فردای خودم!

بیا یکبار دیگه

بشکنیم غصه وغم

کاشکی دوباره بارون میبارید!

من وتوباهم باشیم

s@rv

http://www.shereno.com/profile.php?uid=5491

www.sherenab.com

www.shere2.com

[ دوشنبه 2 فروردین‌ماه سال 1395 ] [ 09:58 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 21بهمن1394 شماره سریال 408752 درسایت شعر نو

وسایتهای : شعر ناب .شعر2 .لاین .اینستوگرام .تانگو

ملامت میکنی من را چرا ازعشق توسیرم

نمیدانی تو ،مجنونم !شکسته دل زمینگیرم؟

بسان شمعِ بی نورم به پای خود فرو ریزم

نشسته موسم  پیری براین سیمای اکبیرم

نگاهم خسته ازغمها به غیرازشب نمی بیند

که درآینه ی روزم  پریشان نقش تصویرم

اسیرموج ِطوفانم دراین دریای بی ساحل

شکسته زورقی گشتم که درگرداب آن گیرم

طراوت رفته ازتارم شکسته زخمه یِ سازم

نمیدانم چرا غرقم میان بخت وتقد یرم

سبوکردم شراب دبش که شایدکهنه ترگردد

نشداومرهم دردم ، نبودش رنگ اکسیرم

******

بیا بگشا کمی زندان قلبت را

ویک فنجان ، قهوه ی تلخ

مراامشب تومهمان کن

ودرآغوش لبخندت فراموشم بده

چشمان خیس وبیقرارِمن

تومیدانی ؟

من محکوم گردیدم به عشق تو!

ودریک بامدادبی تفاوت

به جرم عاشقی

احساس من مصلوب میگردد!

ودرعمق وجودت دفن خواهدشد

پس بیا یک امشب دیگر

مراسیراب کن

s@rv

http://shereno.com/5531/42451/408752.html
[ پنج‌شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1394 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای شعرنو.شعرناب .لاین .اینستاگرام

ای دل دیوانه خل گشتی وجزجز میکنی

مثل زنبورک شدی همیشه وز وزمیکنی

غصه ی عالم خریدی شوق آزادی چه شد؟

روزوشب کنجی خزیده درخودت کزمیکنی

باخیالت عاشقی کردی ولی رسوا شدی

همنشین بیقراری های خودشبهاشدی

گفته بودم غافلی ازمکرونیرنگهای عشق

هم پکرهم کرشدی ، حالاببین تنها شدی

انتظارش میکشیدم ، زارودلواپس شدن

نوش جانت باشداکنون مثل خاروخس شدن

ای دل ویران سزای این حماقتهای تو

این چنین تنهااسیر خواری وبی کس شدن

**==**==**

دلی افسرده دارم من

که جاخوش کرده درتندیس بی روحم

چوگلدانی که پژمرده زبی آبی

مشامش هم گرفته !!

دست وپابسته

درونش پرشده ازدردبی درمان!!

بسان قلب راکتورها

که باسیمان وآب وماسه پرکردند

وبرجامش هویداشد

عجب دیوانه باشد دل

خیالاتی شده شاید!!

نشسته فکر می بافد

نمیدانداین بیچاره ی رسوا

که ازاین جام وبرجامش مبارک باد

پشیزی عایدش هرگزنمیگردد!!

s@rv

[ پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1394 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ یکشنیه 13دی به شماره سریال 402546درسایت شعرنو

سایتهای : شعرناب . شعر2 .شعرایران . فیس بوک

لاین .تانگو .اینستاگرام 

درعزای لحظه هایم پینه بستم ای رفیق

من کنار درد ُوغمهایم نشستم ای رفیق

خو گرفتم با طلوع شب که آرامم کند !

توبه کردم عاشقی دیگرشکستم ای رفیق

هرزمان من همدم میخانه وُمی میشوم

غصه میگیردمراوقتی که مستم ای رفیق

می خرامم گوشه ای با خاطرات مرده ام

گم شدم درخودنمیدانم چه هستم ای رفیق

من که حیرانم میان این سراب عاشقی

پس بگودیگرچرامن بت پرستم ای رفیق

درسکوت خود گرفتارم به  تنهایی چنین

آرزودارم ازاین زندان بِجَستم ای رفیق

********

اگرافتادم ازدیوار عشق تو

مگودزد است بگو دیوار مخروب شد !

ویا پنهان بکن احساس من را

لا به لای حس وآن رویای شیرینت

که غیر ازاین جزایم سخت میباشد

دراین شهر بی قانون وبی پیکر

سزای عاشقی اعدام میباشد !

نمی ترسم که جانم را فدای عشق کردم من

ازآن ترسم

بعدازمرگ روی قبرم مینویسند

به جرم عاشقی

 دل دزد ِ بی آزرم

مصلوب گردیده !

      s@rv

http://shereno.com/5531/42451/402546.html

[ سه‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1394 ] [ 07:38 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای :شعرنو.شعرایران .شعرناب . شعر2 .فیس بوک

لاین .اینستاگرام

فکربودم چه کسی آمده این صبح سحر

 دیدم ، مرده شوراست مزاحم گشته

گفتمش ، خیرباشد حاج علی

گفت، درمسجدده مجلس ترحیم توبرپاشده است!!

زودبرخیز به آنجا برویم، هردوراه افتادیم

همه آنجا بودند،عباس آقاعطارسرکوچه ی ما

با کتی مشکی وتسبیح بدست

دایی وزن دایی با خُل پسرش

خاله بلقیس که ازچهره ی اودردتراوش میکرد

زن عمو، وای نگوکه چه زیباشده بود

همچو یک دخترهشتادساله

باعصایی دردست، عینکی شیشه کلفت

چارقدروی سرش ، مثل جِن آمده بود

عمه جان راتوببین  ،ازگوشه ی آن چادرگلدارسیاه

چشمش پیدا،چادرش روی زمین شخم میزد

وعموجان باکلاه گیس وسیبیلی آویزروی لبش

باکت وشلوارسیاه ، پُز میداد

دایی ناصرکه موهای سرش رفته به باد

برسرهمسر بیچاره ی خودغُرمیزد

اشکها بودروان ، برسروسینه زنان

واعظ ده که میدید پریشان حالند

بیشترسوزبه خواندن میداد ،تاهمه ناله ی جانسوزتری سربدهند

فکربودم چطوردردل اینها بودم ، غرق اندوه شدم

وای برمن،چرا مُردم تا این همه فامیل چنین لابه کنند!!

مرده شورگفت،فکرکردی برای توبرسربزنند؟!!

نه پسر جان چنین نیست!

هرکدام ازاینهاغصه ی بدبختی خودرا دارند

یا بده کاری بانگ،یا ازدست عروس ،یادامادکه معتادشده

یا چرا خانه ی اوشیک ترازمن باشد

آمنه بنز سواری بکندمن پیکان...!!

لیک اینجا ،عقده خالی بشودازدلشان

پس خیالت راحت، ذره ای عشق تو دردلها نیست

حلوا که رسیدشکم سیرکنند!

لُپ لُپ قورت دهندونگویند ،پسرروحت شاد!!

بعدآن پشت همین تورسیاهی که برسردارند

پچ پچ وغییت وطعنه شروع میگردد

غیبت گل دوسی ، عمه زری ،خاله مهین وُدگران

پس بیا برگردیم وآرام بخواب درقبرخودت

چای تونیست دراین مجلس پردوزوکلک

s@rv

[ پنج‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1394 ] [ 01:16 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 9دی1394 به شماره سریال401999درسایت شعرنو

بساط سازمغمومت تو برچین مطرب نادان

که با این تارغمگینت دوچشمانم شده گریان

گره خوردم به کارخود توهم با تارو تنبورت

مزن زخمی دگر برمن، نوای خودبکن پایان

دلم ازپیش من رفته ، به راه عشق وحال خود

منم تنها وسرگردان  ، اسیرفکرکال خود

نمی دانم کجا گیرم ، سراغ این دل بی غم

شدم حیرام چه گویم  بازبان گنگ وُلال خود

دگرافسرده ام ازدل ،  بجان من شده قاتل

زبیعاری چو دیوانه ندارد وعقل ودین کامل

شب وروزش هوس بازی همین باشد فقط کارش

بمیرد این دل رسوا ، فنا گشتم چه بی حاصل

********

چقدر سخت است قدم زدن با خیالت

درکوچه باغ خاطرات

که فراموش کرده صداکندتورا!

تا همچنان من

زیرفانوسی که سوسومیکند

بی تو

تکیه کنم

برسایه ی تنهایی خود

مویم سپید شدازانتظار

وکوچه هنوز

بدونِ تومانده است

http://shereno.com/5531/42451/401999.html

 

[ یکشنبه 13 دی‌ماه سال 1394 ] [ 10:40 ق.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درتاریخ سه شنبه 7 مرداد1393به شماره سریال 323721 درسایت شعر نو

سایتهای : شعر2

ای بادچه میوزی!؟

بی عشق وبی هدف

به کجا میبری این ذهن ملتهب !؟

گم کرده راه وغریبم دراین دیار

کارم همه شب پختن خیال

اما چه سود

خام خام دود میشود

اکنون چوقایق بادبان شکسته ای

درسکوت پرهیاهوی کویر فکر

درون خودغوطه ورشدم

ای باد...

چه میشود

به ساحل امید کشانی ام !؟

شاید دوباره ای شود

میان سنگلاخ افکار منجمد

شعله ورکنی

دگر بار عشق گذشته را

s@rv

[ شنبه 28 آذر‌ماه سال 1394 ] [ 12:44 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای : شعر نو .شعر ایران . شعرناب.شعر2.فیس بوک

لاین . تانگو

درخونه میزنه یواشکی

پشت هم تاق تاق وتق تق میکنه

هرچه هم میگه کیه ، آهای کیه ؟

مثل اینکه کرشده هیچی جوابم نمیده !

من بیچاره باید این همه راه

بدوم تا ببینم کی پشت دررا میکوبه

میبینم دختر همسایه ی ما!!

چادری گل من گلی به سرداره

یواشی بانازوغمزه هم سلامی میکنه

تا میخوام نگاه چشماش بکنم

ازخجالت ، دل من یهومیریزه ، دیگه لکنت میگیرم

دیگه پت پت میکنه زبون من!!

نمیدونم چی بگم چه خاکی برسرم کنم

دختره اخم میکنه ، پشتشوراه میکنه به من

چادرش جمع میکنه زیر بغل

بادوتافحش ودوتاقرتوکمر

غرولندکنان میره

بین راه به من میگه

بی شعور، ذره ای احساس نداره

آخ که حرف حق میگه!!

من بیچاره با کم رویی خود

شده ام ملعبه ی محله مون!!

s@rv

یکبارخندیدم

یک عمر گریستم

ازتلخی خنده ام!

http://shereno.com/profile.php?id=5531

http://www.shereiran.ir/site/page/61?userid=196&pocatid=133

http://sherenab.ir/User-28.html


[ شنبه 25 مهر‌ماه سال 1394 ] [ 07:11 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای : شعرنو – شعرناب – شعرایران – فیس بوک – لاین - اینستاگرام

زاییده شدم امروز، باتاب وتبی پرجوش

انگارعروسی بود!

باسازودهل فریاد ، ای یارمبارک باد

شاهزاده پسرآمد ، این شاخه ی زرآمد

پرشوروشرررقصان ، مادرزخوشی خندان

امامن بیچاره ازدست همین رندان

ازترس شدم گریان!

درفکروپکربودم

نه ماه به تنهایی ، دربطن شکم زندان

این قومِ خوش وشادان ، آن روز کجا بودند؟!

آنها که تمام عمر ،یک بارنرقصیدند

آن هفت مصیبت بار ،شب تا به سحر رقصان

مطرب ، چه بگویم من؟!

باسازونوای خود، من زار زدم اوتار!

درکوچه همه خوشحال

بقال محل ما،نقل وشیرینی حراج

هیهات وصدهیهات

دیروزکجابودم، امروزکجاهستم!

عمری سپری کردم، پس کوچه های دلتنگی

ازپیله برون گشتم ، درپیله ی غم رفتم

دیوانه ومجنونم، بااین دل پرخونم

ازدست همین یاران،حتی سلامم راپاسخ ندهندرندان

فریادبه هفت مهر ، این روزعذاب جان!

 

http://shereno.com/profile.php?id=5531

http://www.shereiran.ir/site/page/61?userid=196&pocatid=133






 

[ چهارشنبه 8 مهر‌ماه سال 1394 ] [ 12:10 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]

ثبت شده درسایتهای شعرنو .شعرناب .شعرایران .فیس بوک

غصه یعنی به تودل بستن وُبیمارشدن !

گوشه ی خانه نشستن سربه دیوارشدن

روزوشب میکده رفتن غرق درماتم خود

درغم دوری تومست وُ گرفتار شدن

سجده برخاک نهادن شکوه کردن به خدا

دل بریدن ، ازهمه نفرت وبیزار شدن

خسته وزارلمیدن پشت دیوارسکوت

بی ثمر منتظر عشق تو دلدار شدن

غصه یعنی که مرانیست دگر تاب وتوان

پیش رندان محل مسخره وُخوار شدن !

s@rv

لنگ است دلم

بسکه دراین سختی راه

پی ِعشق دوید

http://shereno.com/profile.php?id=5531

http://www.shereiran.ir/site/page/61?userid=196&pocatid=133

[ پنج‌شنبه 26 شهریور‌ماه سال 1394 ] [ 02:54 ب.ظ ] [ Karim Loghmani ]
   1      2      3      4      5      ...      10   >>

درباره وبلاگ

شمع ایم وکارما فقط سوختن است درسینه خود شعله برافروختن است پروانه نباشیم که گردشمع پروازکنیم درس عاشقی به غیر آموختن است
آرشیو مطالب


آرمیتا
free counters
www.shereno.com
آوای دل


امکانات وب
تعداد بازدید ها: 133028