X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
سروناز

<آپلود عکس"

به سایه سرو خوش آمدید. کلیه اشعار متعلق به نویسنده آن می باشد و کپی از آن در سایت یا وب لاگ با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

WELCOM TO:SARVENAZ.BLOGSKY.COM
آرشیو

لوگوی دوستان

خبرنامه وب لاگ

آرمیتا

free counters
www.shereno.com



{ ماشمع مرده ایم درگور عشق خود* * پروانه نیستیم که هرسوگذرکنیم }

پنج‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1396
امشب رهایش کن

ثبت شده درتاریخ 22/9/96بشماره سریال 489955درسایت شعر نو

وسایت شعر ایران – اینستاگرام

کمتردرآغوشت بگیرش، چون پریشان است

افسرده گی هایش درون دیده پنهان است

امشب نمی خواهد که گرمای تن اش باشی

آتش گرفته سینه اش ، امید باران است

اکنون دلی آشفته  ، اندوهی کلان دارد

اوروزوشب مهمانیِ غمهای عریان است

دنیای بی روحش ، پُراز نامهربانی ها

رنگ نگاهش ریسه رفته چونکه ویران است

بادردوُ رنج اش گاه میان گریه میخندد

غافل شدی ازحال او وقتی که خندان است

دیگرنمی خواهد درآغوشی بخوابد او

باورمدارش  فاسق وُ درفکر جولان است

اوخسته میباشد بیا امشب رهایش کن

پژمرده رخسارش غم ازچشمش نمایان است

بگذار خیالش با خودش آهسته بنشیند

دنیای تاریکش خمودوُ مثل زندان است

**==**==**==**

درنزن

پشتِ درِ بسته کسی نیست ، یرو

مثل دل

خانه مخروبه شد ازشورونشاط!

آنکه ازسوک دریچه تورا دید زند

جسم بی روح وپریشان حالیست

با کوله باری ازخاطره ها

که به یغما رفته !

ونگاهی مجنون

که نمیبیند تو

برو درفکر دری دیگر باش

تا ترمیم کند

باز هوای دل خود

s@rv

http://shereno.com/5531/58343/489955.html


شمع ایم وکارما فقط سوختن است درسینه خود شعله برافروختن است پروانه نباشیم که گردشمع پروازکنیم درس عاشقی به غیر آموختن است
کریم لقمانی

دیگرنوشته های من