X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
سروناز

<آپلود عکس"

به سایه سرو خوش آمدید. کلیه اشعار متعلق به نویسنده آن می باشد و کپی از آن در سایت یا وب لاگ با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

WELCOM TO:SARVENAZ.BLOGSKY.COM
آرشیو

لوگوی دوستان

خبرنامه وب لاگ

آرمیتا

free counters
www.shereno.com



{ ماشمع مرده ایم درگور عشق خود* * پروانه نیستیم که هرسوگذرکنیم }

شنبه 9 تیر‌ماه سال 1397
چوب بدنامی

ثبت شده درتاریخ شنبه 9 تیر97 بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

کم درآغوشت بگیرش گشته مالامالِ درد

اوشب وروزش شده بازندگی جنگ و نبرد

سینه لبریز ازغمی پوسیده وننگی عیان

رنگ رخسارش چوپاییزی همیشه زردِزرد

درشب تارش نبود عشقی که باشددرامان

اوبه یغما داده بودآسان چنین عشقی گران

ای دریغا، زندگی هم یاروهم سازش نشد

دامنش آلوده گشته ازتب وزخمی نهان

چوب بدنامی که ازشهوت پرستان خورده بود

چون زنی بدکاره ازنامردمی افسرده بود

کس نمیداندزمانه بادلِ زارش چه کرد

زنده زنده درمیان خاطراتش مرده بود

**==**==**==**

میشناسی مرا!؟

گم شده ای درحجم تاریک زمان

میان خاطرات ازیادرفته ی کودکی ام !

بیگانه ای دیوانه

که طعم تلخ عشق ونوجوانی

گره خورده به دامانم هنوز !

امروز برای رهایی

مراشعرکردند تا آواره باشم

هرلحظه بردفتری بی روح ورنگ

وگاه نقش قلمم روی کاغذ پاره ها

مستمسکی باشد برای کبریت

تا بسوزانند تمامم را

وشعله ورشود هیزمهای انبوه شده

برای گرمی عاشقانه هایشان

دراوج سرمستی ومیخوارگی

s@rv

Shereno.com/perofile.php?id=5531


شمع ایم وکارما فقط سوختن است درسینه خود شعله برافروختن است پروانه نباشیم که گردشمع پروازکنیم درس عاشقی به غیر آموختن است
کریم لقمانی

دیگرنوشته های من