<آپلود عکس"

به سایه سرو خوش آمدید. کلیه اشعار متعلق به نویسنده آن می باشد و کپی از آن در سایت یا وب لاگ با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است

WELCOM TO:SARVENAZ.BLOGSKY.COM
آرشیو

لوگوی دوستان

خبرنامه وب لاگ

آرمیتا

free counters
www.shereno.com



{ ماشمع مرده ایم درگور عشق خود* * پروانه نیستیم که هرسوگذرکنیم }

شنبه 13 مرداد‌ماه سال 1397
صدایم کن

ثبت شده درتاریخ شنبه13مرداد97بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

نگاه کن بریدم ازاین عشق ورسوایی خود

شدم خسته ازحال واحوال وتنهایی خود

کجای دلم جا دهم اینهمه دردوحسرت

پریشان وزارم من ازشوروشیدایی خود

چگونه گره خوردم ازدرد بی همزبانی

چودامی اسیرم به صحرا ندارم شبانی

دراین روزگاری که عشق ومحبت نباشد

... برادرنگیرد چنان ازبرادر نشانی ...

غمی کهنه عمق دلم مانده ولانه کرده

پریشان شده خنده ها،غصه ها شانه کرده

صدایم کن ای عشق تنهای شبهای سردم

نرقصان مرا، سوزسرما به دل خانه کرده

**==**==**

گم شدم!

درتلاطم روزوشبهای یک نواخت

بطن هیاهوی هفته ها!

تکراربی فروغ شهر

چشمان گرسنه ی سنگ فرش کوچه ها

از گامهای مرده ورفته ازیاد

گم شدم درسایه ی بی رحم روزگار!

بردوش آسمان غم واندوه بی امان

آتش جانسوزسرمای اشتیاق

نغمه های فرورفته درگلو

دیدن آغوش های خسته ازعشق بی نصیب

درخلوت خالی ازمهرو عاطفه !

رویای خندیدن وفریادعاشقی

عریانی ابرهای نازا وبی ثمر

میان بهت وسکوت خود

خاموش میکنم فانوس بی رمق!

تفاوت  ندارد کجا تاب میخورم !

دربن بست راه یا خاطرات تلخ!

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531


شمع ایم وکارما فقط سوختن است درسینه خود شعله برافروختن است پروانه نباشیم که گردشمع پروازکنیم درس عاشقی به غیر آموختن است
کریم لقمانی

دیگرنوشته های من