ثبت شده درتاریخ پنجشنبه 12 دیماه 1392 به شمارهسریال 285553درسایت شعرنو
وسایتهای : شعر2 -فیس بوک
چگونه رفته ازیادم
دیرگاهیست عریانم !!
تابرضریح ، نخی بندم ازجامه ی تنم
شایدمزمزه کنم روای حاجت را
شفاگیرد ، اسارت روح
که محبوس شده درچپاول عشق
اکنون بخارشده آرزوها !!
کاش تکه کهنه ای بود برتنم
تاحلاوت بخشد، تلخیِ امید !
**==**==**
دوباره غم فزون شده،بیا کمی شتاب کن
بساط میکده بچین ، پیاله ام شراب کن
تبسمم نگاه کن ، که قطره قطره میچکد
بیا ستون زخم دل ، زسینه ام خراب کن
چگونه سیل اشکها روان شده به گونه ام
بیا بجای مویه ها ، دودیده ام سراب کن
گرفته باز حنجره ، صدا شکسته درگلو !
به رقص غم نشسته ام،تومطربم جواب کن
همیشه روزتارمن ، چوشب هوارمی کشد
توآسمان تیره ام ، ستاره کن شهاب کن
اگرچه عمر،بی وصال ،رسیده انتهای خود
بیا کنارمن بمان ، توپیری ام شباب کن
مگوزمان رفتن است ، وداع میکشد مرا !
دوباره فصل غم شود ، مرودلم کباب کن
سلام
به دنبال تغییر باشیم
تقدیر ، تقویم انسانهای عادی است
و تغییر ، تدبیر انسانهای عالی است
زندگی تان پر از تغییرات عالی ...
سلام آقا لقمانی بزرگوار
شما را در جمع دوستانم لینک کردم.دعوتید به وبلاگم و اگر تمایل داشتید مرا نیز لینک کنید.قربانتان گردم.
به امید قاصدک
درود بر شما جناب لقمانی عزیز.
بیا ستون زخم دل،....
بیا بجای مویه ها،....
بیا کنار من بمان،....
بیا بیا بیا بیا....
موفق باشید بزرگوار...قربانتان گردم.
درود استاد
چقدر خوشحالم که هنوز عمری باقیست تا بتوانم دست نوشته های دوستان قدیم را بخوانم . مثل همیشه عالی بود . امیدوارم فرصت بیشتری برای خوندن اشعارتون داشته باشم .
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد بعشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما ...
سلام و هزاران درووووووود استاد گرانقدر
خوشبختی همین در کنار هم بودن هاست
خوشبختی همین لحظههای ماست،
همین دوست داشتن هاست
همین ثانیههاییست که در شتاب زندگی گمشان کردهایم...